تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

كعبهء عشق

از دلبرم به بُتكده نام و نشان نبود * در كعبه نيز جلوه‌اى از او عيان نبود در خانقاه ذكرى از آن گُل‌عذار نيست * در دير و در كنيسه كلامى از آن نبود در مدرسِ فقيه به جُز قيل و قال نيست * در دادگاه ، هيچ از او داستان نبود در محضر اديب شدم ، بلكه يابمش * ديدم كلام جُز ز معانى بيان نبود حيرت‌زده شدم به صفوف قلندران * آنجا به جُز مديحتى از قُلدران نبود يك قطره مى ، ز جام تو اى يار دل‌فريب * آن مىدهد كه در همه ملك جهان نبود يك غمزه كرد و ريخت به جان يك شرر كز آن * در بارگاه قُدس برِ قُدسيان نبود
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 108 | السيد الخميني