تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

سلطان عشق

گر سوز عشق در دل ما رخنه‌گر نبود * سُلطان عشق را به سوى ما نظر نبود جان در هواى ديدن دلدار داده‌ام * بايد چه عذر خواست متاع دگر نبود آن سر كه در وصال رخ او به باد رفت * گر مانده بود در نظر يار سر نبود موسى اگر نديد به شاخ شجر رُخش * بىشك درخت معرفتش را ثمر نبود گر بار عشق را برضا مىكشى چه باك * خاور به‌جا نبود و يا باختر نبود بلقيس‌وار گر در عِشقش نمىزديم * ما را به بارگاه سُليمان گُذر نبود گر مُرغ باغ قدس به وصلش رسيده بود * در جمع عاشقان تو بىبال‌وپر نبود