تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
پس ، بر انسان لازم است كه با تفكّر در حال انبياء و اولياى كمّل صلوات اللّه عليهم و تذكّر مقامات آنها ، اين قذارت را از باطن قلب شستشو دهد ، و در هر حدّى كه هست به آن حدّ قانع نشود ، كه اين وقوف در حدود و قناعت از معارف از تلبيسات بزرگ ابليس و نفس امّاره است ، نعوذ باللّه منهما . و چون اين رساله بر وفق ذوق عامّه نوشته مىشود از تطهيرات ثلاثهء اولياء خوددارى نمودم . و الحمد للّه .

فصل دوم در اشاره به مراتب طهور است

بدان كه انسان تا در عالم طبيعت و منزلگاه مادّهء هيولانى است ، در تحت تصرّفات جنود الهيّه و جنود ابليسيّه است . و جنود الهيّه جنود رحمت و سلامت و سعادت و نور و طهارت و كمال است ، و جنود ابليس در مقابل آنها است . و چون جهات ربوبيّه غلبه بر جهات ابليسيّه دارد ، در به دو فطرت انسان را نورانيّت و سلامت و سعادتى است فطرى الهى ، چنانچه در احاديث شريفه صراحتا و در كتاب شريف الهى اشارتا بيان آن شده . « 99 » و تا انسان در اين عالم است با قدم اختيار مىتواند خود را در تحت تصرّف يكى از آن دو قرار دهد . پس ، اگر از اوّل فطرت تا آخر ابليس را در آن تصرّفى نبود ، انسان الهى لاهوتى است كه سر تا پايش نور و طهارت و سعادت است ، قلبش نور حقّ است و جز به حقّ توجّه نكند و قواى باطنه و ظاهره‌اش نورانى و طاهر است و جز حق در آنها تصرّف نكند ، ابليس را از آن حظّى نباشد و جنود او را در او تصرّفى نبود . و همچون موجود شريفى طاهر مطلق و نور خالص است و ما تقدّم
هامش
( 99 ) - از جمله آيهء شريفهءفَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَةَ اللَّه الّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها . . .( روم - 30 ) . و رجوع شود به روايات بحار الانوار ، ج 3 ، ص 276 ، و ج 64 ، ص 130 . و التوحيد ، ص 328 ، باب 53 .