خلوات تضرّع به حضرتش ببرد و اصلاح حالش را با كمال جدّيّت در طلب بخواهد كه جز ذات مقدّس او پناهى نيست . و الحمد للّه .
فصل دوازدهم در بيان آنكه حبّ دنيا باعث تشتّت خيال است
در اشاره به آن كه حبّ دنيا منشأ تشتت خيال و مانع از حضور قلب است و در بيان علاج آن به قدر ميسور .
بايد دانست كه به حسب فطرت و جبلّت قلب به هر چه علاقه و محبت پيدا كرد ، قبلهء توجّه آن همان محبوب است . و اگر اشتغال به امرى مانع از تفكّر در حال محبوب و جمال مطلوب شود به مجرّد آنكه آن اشتغال كم شود و آن مانع از ميان برخيزد ، فورا قلب به سوى محبوب خود پرواز نموده متعلّق به دامن آن شود . اهل معارف و صاحبان جذبهء الهيّه اگر داراى قوّت قلب باشند و متمكّن در جذبه و حبّ باشند ، در هر مرآتى جمال محبوب و در هر موجودى كمال مطلوب را مشاهده نموده و ما رايت شيئا الّا [ و ] رايت اللّه فيه و معه « 86 » گويند . و اگر سرور آنها فرمايد : ليغان على قلبى و انّى لاستغفر اللّه في كلّ يوم سبعين مرّة « 87 » براى آنست كه جمال محبوب را در مرآت ، خصوصا مرائى كدره چون مرآت بوجهلى ، ديدن خود كدورت براى كمّل است . و اگر قلب آنها قوى نباشد و اشتغال به كثرات مانع از حضور شود ، به مجرّد آن كه آن اشتغال كم شود طائر قلوب آنها به آشيانهء قدس خود پرواز كند و دستآويز جمال جميل گردد .
هامش
( 86 ) - « چيزى را نديدم مگر آنكه خدا را در آن و با آن ديدم . » ( منقول از امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام . ) علم اليقين ، ج 1 ، ص 49 .
( 87 ) - « گاهى بر دلم غبارى مىنشيند و من هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش مىطلبم . » مستدرك الوسائل ، « كتاب الصّلاة » ، « أبواب الذّكر » ، باب 22 ، حديث 1 .