تجارت تقييد و بازدارى از به دست آوردن باطل است ، و روح دعوت به نكاح تحديد طبيعت و جلوگيرى از فجور و اطلاق قوّهء شهوت است . بلى ، آنها مخالف مطلق نيستند چه كه آن مخالف نظام اتمّ است .
بالجمله ، ما چون حسّ احتياج به دنيا نموديم و آن را سرمايهء حيات و سرچشمهء لذات دريافتيم ، در توجّه به آن حاضر و در تحصيل آن مىكوشيم .
اگر ايمان به حيات آخرت پيدا كنيم و حسّ احتياج به زندگانى آنجا نماييم و عبادات و خصوصا نماز را سرمايهء تعيّش آن عالم و سرچشمهء سعادت آن نشئه بدانيم ، البته در تحصيل آن كوشش مىنماييم ، و در اين سعى و كوشش زحمت و رنج و تكلّف در خود نمىيابيم ، بلكه با كمال اشتياق و شوق دنبال تحصيل آن مىرويم و شرائط حصول و قبول آن را با جان و دل تحصيل مىكنيم .
اكنون اين سردى و سستى كه در ما است از سردى فروغ ايمان و سستى بنياد آن است ، و الّا اگر اين همه اخبار انبياء و اولياء عليهم السلام و برهان حكما و بزرگان عليهم الرضوان در ما ايجاد احتمال كرده بود ، بايد بهتر از اين قيام به امر و كوشش در تحصيل كنيم . ولى جاى هزار گونه افسوس است كه شيطان سلطنت بر باطن ما پيدا كرده و مجامع قلب و مسامع باطن ما را تصرّف نموده نمىگذارد فرمودهء حق و فرستادههاى او و گفتههاى علما و مواعظ كتابهاى الهى به گوش ما برسد . اكنون گوش ما گوش حيوانى دنيوى است و موعظههاى حقّ از حدّ ظاهر و از گوش حيوانى ما به باطن نمىرسد -
و ذلِكَ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ اوْ الْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد
. « 85 » از وظايف بزرگ سالك إلى اللّه و مجاهد في سبيل اللّه آن است كه در خلال مجاهده و سلوك از اعتماد به نفس بكلّى دست كشد و جبلّتا متوجّه به مسبّب الاسباب و فطرتا متعلّق به مبدأ المبادى گردد ، و از آن وجود مقدس عصمت و حفظ طلب كند و به دست گيرى آن ذات اقدس اعتماد كند و در
هامش
( 85 ) - « براى كسى كه دلى ( آگاه ) داشته باشد يا با توجه كامل گوش ( به كلام حق ) بسپارد . » ( ق - 37 )