مىنمايد . » « 64 » و البته اين نهى صورى ظاهرى نيست ، لا بدّ بايد در دل چراغى روشن شود و در باطن نورى فروزان شود كه انسان را هدايت به عالم غيب كند و زاجر الهى پيدا شود كه انسان را از عصيان و نافرمانى باز دارد .
و ما خود را در زمرهء نمازگزارها محسوب مىداريم و سالهاى سال است اشتغال به اين عبادت بزرگ داريم و در خود چنين نورى نديديم و در باطن چنين زاجر و مانعى براى ما پيدا نشده ، پس واى به حال ما آن روزى كه صور اعمال ما و صحيفهء افعال ما را در آن عالم به دست ما دهند و گويند خود حساب خود را بكش ، « 65 » ببين آيا چنين اعمالى قابل قبول درگاه است و آيا چنين نمازى با اين صورت مشوّه ظلمانى مقرّب بساط حضرت كبريائى است ؟ و آيا با اين امانت بزرگ الهى و وصيّت انبياء و اوصياء بايد اينطور سلوك كرد و اينطور دست خيانت شيطان رجيم را ، كه عدوّ اللّه است ، به آن راه داد ؟ و آيا نمازى كه معراج مؤمن است و قربان متّقين است « 66 » چرا بايد شما را از ساحت مقدّس تبعيد و از درگاه قرب الهى دور كند ؟ آن روز آيا جز حسرت و ندامت و بيچارگى و بدبختى و خجلت و شرمسارى چيزى نصيب ما مىشود ؟ حسرت و ندامتى كه در اين عالم شبيه ندارد ، خجلت و شرمسارى كه نظيرش را تصوّر نمىتوانيم كرد . حسرتهاى اين عالم هر چه باشد مشوب به هزار طور اميدها است ، و شرمسارىهاى اينجا سريع الزّوال است ، بخلاف آنجا كه روز بروز حسرت و ندامت است ، چنانچه حق فرمايد :
وَ انْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ اذْ قُضِىَ الامْر
. « 67 » امر گذشته را نتوان جبران نمود و عمر تلف شده را نتوان برگرداند -
يا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه
. « 68 »
هامش
( 64 ) -« انَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر. ( عنكبوت - 45 )
( 65 ) - اشاره است به آيهء 14 سورهء « اسراء » :اقْرَءْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ اليَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً.
( 66 ) - الصّلاة معراج المؤمن اعتقادات ، مرحوم مجلسى ، ص 29 . الصّلاة قربان كلّ تقىّ ( نماز وسيلهء تقرّب هر پرهيزكار است به خدا ) فروع كافى ، ج 3 ، ص 265 ، « كتاب الصّلاة » ، « باب فضل الصّلاة » ، حديث 6 .
( 67 ) - « بيمشان ده از روز حسرت - روزى كه كار به آخر رسد . » ( مريم - 39 )
( 68 ) - پاورقى 12 .