تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
چنانچه بعضى از اهل معرفت روايت نمودند از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله راجع به اهل بهشت كه ملكى مىآيد پيش آنها ، پس از آن كه اذن ورود مىطلبد وارد مىشود و نامه‌اى از جناب ربوبيّت به آنها مىدهد بعد از آن كه از خداى تعالى به آنها سلام ابلاغ نمايد . و در آن نامه است براى هر انسانى كه مخاطب به آن است : من الحىّ القيّوم الّذى لا يموت إلى الحىّ القيّوم الّذى لا يموت . امّا بعد ، فانّى اقول للشّيء كن فيكون ، و قد جعلتك تقول للشّيء كن فيكون . فقال صلى اللّه عليه و آله : فلا يقول احد من اهل الجنّة للشّيء كن الّا و يكون . [ 1 ] و اين سلطنت الهيّه‌ايست كه به بنده دهند از براى ترك ارادهء خود و ترك سلطنت هواهاى نفسانيّه و اطاعت ابليس و جنود او . و هيچيك از اين نتايج كه ذكر شد حاصل نمىشود مگر با حضور قلب كامل . و اگر قلب در وقت عبادت غافل و ساهى باشد ، عبادت او حقيقت پيدا نكند و شبه لهو و بازى است . و البته چنين عبادتى را در نفس به هيچ وجه تأثيرى نيست و عبادت از صورت و ظاهر به باطن و ملكوت بالا نرود - چنانچه به اين معنى در اخبار اشاره شده - و قواى نفس با چنين عبادتى تسليم نفس نشوند و سلطنت نفس بر آنها بروز نكند و همين‌طور قواى ظاهره و باطنه تسليم ارادهء اللّه نگردد و مملكت در تحت كبرياى حق منقهر نشود ، چنانچه پرواضح است . و از اين جهت است كه مىبينيد در ما پس از چهل - پنجاه سال عبادت اثرى حاصل نشده ، بلكه روز به روز بر ظلمت قلب و تعصّى قوا افزوده مىشود و آن به آن اشتياق ما به طبيعت و اطاعت ما از هواهاى نفسانيّه و وساوس شيطانيّه افزون گردد . اين‌ها نيست جز آن كه عبادات ما بىمغز و شرائط باطنه و آداب قلبيّهء آن به عمل نمىآيد ، و الّا به نصّ آيهء مباركهء كتاب الهى : « نماز نهى از فحشاء و منكر
هامش
[ 1 ] « از حىّ قيّومى كه نمىميرد به [ سوى ] حىّ قيّومى كه نمىميرد . اما بعد ، من چون به ( هر ) چيز گويم « باش » ، پس ( موجود ) مىشود ، تو را ( نيز ) چنان قرار دادم كه به ( هر ) چيز بگويى « باش » موجود شود . آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : احدى از اهل بهشت به چيزى نمىگويد « باش » مگر آنكه ( موجود ) شود . » علم اليقين ، ج 2 ، ص 1061 . ( با اندكى اختلاف )