حق و حقيقت به واسطهء كثرت علم و غزارت آن و قوّت برهان محجوب شود و از سير در طلب بازماند ، و دامن همّت به كمر زند و از جدّيّت در طلب مطلوب حقيقى غفلت نورزد و خود را به مقام ديگر كه مقام دوم است برساند .
و آن ، چنان است كه آنچه را عقل با قوّت برهان و سلوك علمى ادراك كرده با قلم عقل به صفحهء قلب بنگارد و حقيقت ذلّ عبوديّت و عزّ ربوبيّت را به قلب برساند و از قيود و حجب علميّه فارغ گردد . و ما اشاره به اين مقام در آتيهء نزديكى مىنماييم ان شاء اللّه . پس نتيجهء مقام دوم حصول ايمان به حقايق است .
مقام سوّم ، مقام « اطمينان و طمأنينهء نفس » است كه در حقيقت مرتبهء كاملهء ايمان است . قال تعالى مخاطبا لخليله :
اوَ لَم تُؤمِنْ ؟ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبي
. « 23 » و شايد اشاره به اين مرتبه نيز پس از اين بيايد .
مقام چهارم ، مقام « مشاهده » است كه آن نورى است الهى و تجلّىاى است رحمانى كه تبع تجلّيات اسمائيّه و صفاتيّه در سرّ سالك ظهور كند و سر تا پاى قلب او را به نور شهودى متنوّر نمايد . و در اين مقام درجاتى است كثيره كه ذكر آنها از حوصلهء اين اوراق خارج است . و در اين مقام نمونهاى از قرب نوافل ( كنت سمعه و بصره و يده ) « 24 » بروز كند و سالك خود را مستغرق بحر لا يتناهى بيند ، و پس از آن بحرى است بسيار عميق كه از اسرار « قدر » در آن شمّهاى كشف شود .
و هر يك از اين مقامات را استدراجى است خاصّ به خود كه سالك را در آن هلاكت عظيم است ، و سالك بايد در تمام مقامات خود را تخليص از انانيّت و انّيّت كند و خود بين و خودخواه نباشد كه سرچشمهء اكثر مفاسد است خصوصا براى سالك . و پس از اين اشارتى به اين مطلب مىنماييم ، ان شاء اللّه .
هامش
( 23 ) - « خداى تعالى خطاب به خليل خود ( إبراهيم ) فرمود : آيا ايمان نياوردهاى ؟ گفت : چرا ، اما ( اين تقاضايم ) براى اين است كه قلبم اطمينان و آرامش يابد . » ( بقره - 260 )
( 24 ) - پاورقى شماره 17 .