ذاتيّه ، و در مرتبهء فعل عين تجلّى فعلى است ، چنانچه امير المؤمنين صلوات اللّه عليه فرمود : انّما كلامه فعله . « 555 »
مطلب پنجم در بيان « ليلة القدر »
و در آن مباحث بسيار و معارف بىشمارى است كه علماء اعلام رضوان اللّه عليهم به حسب مشارب و مسالك خود از آن بحث فرمودند ، و ما در اين اوراق بعض از آن را به طريق اشاره بيان مىكنيم . و بعض از مطالب هم ذكرى از آن نفرمودند كه ما اشاره به آن مىكنيم در ضمن امورى .
اول در وجه تسميهء « ليلة القدر »
علماء اختلافاتى كردند . بعضى برآنند كه چون صاحب شرف و منزلت است ، و قرآن صاحب قدر به توسّط ملك صاحب قدر بر رسول صاحب قدر براى امّت صاحب قدر وارد شده است ، ليلة القدرش گويند . و بعضى گفتهاند كه براى آن « ليلهء قدر » به آن گويند كه تقدير امور و آجال و ارزاق مردم در اين شب مىشود . و بعضى گفتهاند به واسطهء آن كه از كثرت ملائكه زمين تنگ شود ، آن را قدر گويند . و آن از قبيل
وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيهِ رِزْقُه
« 556 » است . اين حرفهايى است كه در اين مقام گفته شده . و در هر يك از آن مقامات تحقيقاتى است كه اشاره به آن اجمالا خالى از فايده نيست .
اما مطلب اول ، كه به معنى صاحب منزلت و قدر بودن است . پس بدان كه كلامى در اين مقام است كه مطلق زمان و مكان كه بعضى شريف و بعضى غير شريف و بعضى سعد و بعضى نحس است ، آيا از خود ذات زمان يا تشخّصات ذاتيّهء آن است . و همينطور در مكان . يا آن كه به واسطهء وقوع وقايع و حصول امور شريفه و خسيسه ، بالعرض داراى آن مزيت شوند . و اين گرچه مبحث مهمّ شريفى نيست و بحث در اطراف آن چندان مفيد نيست ، لكن ما به طريق اختصار از آن ياد كنيم .
هامش
( 555 ) - پاورقى 525 .
( 556 ) - « و كسى كه دچار تنگى معاش است . . . » . ( طلاق - 7 )