نصيب است و آنچه قلوب اهل اللّه را از آن بهره است ، در ميزان عقل مجرّد نگنجد .
و لعمر الحبيب ، اين سورهء شريفه از اماناتى است كه سماوات ارواح و اراضى اشباح و جبال انّيّات از حمل آن عاجز و درماندهاند ، و لايق حمل آن جز انسان كامل نيست كه از حدود امكانى تجاوز نموده و از خود بىخود شده باشد . ولى باز مژده و بشارتى در كار است كه چشم آخر زمانىها را روشن كند و دل اهل معرفت را اطمينان بخشد . و آن حديثى است كه در كافى شريف است . و آن اين است كه سؤال شد علىّ بن الحسين سلام اللّه عليهما از توحيد . آن حضرت فرمود : « همانا خداى عزّ و جلّ دانا بود كه در آخر الزّمان اقوامى هستند كه نظرهاى عميق دارند ، پس ، نازل فرمود قل هو اللّه احد و آيات از سورهء « حديد » را تا قول او
عَليمٌ بِذاتِ الصُّدوُر
. پس ، كسى كه غير از آن را قصد كند هلاك شود . » « 512 » و از اين حديث شريف معلوم شود كه فهم اين آيات شريفه و اين سورهء مباركه ، حقّ متعمّقان و صاحبان انظار دقيقه است ، و دقايق و سراير توحيد و معرفت در اينها مطوى است ، و لطائف علوم الهى را حق تعالى براى اهلش فروفرستاده ، و كسانى كه حظّى از سراير توحيد و معارف الهيّه ندارند ، حقّ نظر در اين آيات ندارند ، و حق ندارند اين آيات را به معانى عاميّهء سوقيّه كه خود مىفهمند حمل و قصر نمايند .
و در آيات شريفهء اوّل سورهء مباركهء « حديد » دقايقى است از توحيد ، و معارف جليلهايست از اسرار الهيّت و تجريد ، كه در هيچ يك از مسفورات الهيّه و صحف اهل معرفت و اصحاب قلوب نظير ندارد . و اگر براى صدق نبوّت و كمال شريعت حضرت نبىّ ختمى جز آن آيات نبود ، براى اهل نظر و معرفت هم آنها كفايت مىكرد . و بالاترين شاهد بر اينكه اين معارف از حوصلهء بشر خارج و از حيطهء فكر انسانى بيرون است ، آن است كه تا قبل از نزول اين آيات شريفه و امثال آن ، از معارفى كه قرآن شامل است ، در بشر
هامش
( 512 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 125 ، « كتاب التوحيد » ، « باب النّهى عن الكلام في الكيفيّة » ، حديث 4 .