كه از شئون نفس است ، مثل ايجاد صور ذهنيه كه قبض و بسطش تا اندازهاى در تحت ارادهء نفس است ، نيز نيست . و از قبيل مالكيّت عوالم عقليّه ما دون خود را نيز نيست ، گرچه آنها متصرّف هم در اين عوالم به اعدام و ايجاد باشند ، زيرا كه تمام دار تحقق امكانى ، كه ذلّ فقر در ناصيهء آنها ثبت است ، محدود به حدود و مقدّر به قدر مىباشند و لو به حد ماهيّتى ، و هر چه محدود به حدّ باشد ، با فعل خود به قدر محدوديّتش بينونت عزلى دارد و احاطهء قيّومى حقّانى ندارد ، پس تمام اشياء به حسب مرتبهء ذات خود با منفعلات خود متباين و متقابل مىباشند ، و به همين جهت احاطهء ذاتيّه قيّوميّه ندارند .
و اما مالكيّت حق تعالى كه به اضافهء اشراقيّه و احاطهء قيّوميّه است ، مالكيّت ذاتيّهء حقيقيّهء حقّه است كه به هيچ وجه شائبهء تباين عزلى در ذات و صفاتش با موجودى از موجودات نيست . و مالكيّت آن ذات مقدّس به همه عوالم على السّواء [ است ] ، بدون آن كه با موجودى از موجودات به هيچ وجه تفاوت كند يا به عوالم غيب و مجرّدات محيطتر و نزديكتر باشد از عوالم ديگر ، چه كه آن مستلزم محدوديّت و بينونت عزلى شود و ملازم با افتقار و امكان شود ، تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا . چنانچه اشاره به اين معنى ممكن است باشد قول خداى تعالى :
نَحْنُ اقْرَبُ الَيهِ مِنْكُمْ
« 445 »
و نَحْنُ اقْرَبُ الَيْهِ مِنْ حَبْلِ الوَريد
. « 446 » و
اللَّه نوُرُ السَّمواتِ وَ الارْض
. « 447 »
وَ هُوَ الَّذى في السَّماءِ الهٌ وَ في الارْضِ إله
. « 448 » و
لَهُ مُلْكُ السَّمواتِ وَ الارْض
. « 449 » و قول رسول خدا از قرار منقول : لو دلّيتم بحبل إلى الارضين السّفلى ، لهبطتم على اللّه . « 450 » و قول حضرت صادق در روايت كافى : فلا يخلو منه مكان ، و لا يشتغل به مكان ، و لا
هامش
( 445 ) - « ما از شما به او نزديكتريم . » ( واقعه - 85 )
( 446 ) - « ما از رگ گردن به او نزديكتريم . » ( ق - 16 )
( 447 ) - پاورقى 283 .
( 448 ) - پاورقى 284 .
( 449 ) - « او راست ملك آسمانها و زمين . » ( بقره - 107 )
( 450 ) - پاورقى 129 .