چنانچه در محالّ خود مبرهن است . و نظر به افعال جزئيّه نيز چون كنيم ، غايت خلقت انسان عالم غيب مطلق است ، چنانچه در قدسيّات وارد است :
يا بن آدم خلقت الأشياء لاجلك ، و خلقتك لاجلى . « 434 » و در قرآن شريف خطاب به موسى بن عمران على نبينا و آله و عليه السلام فرمايد :
وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسى
« 435 » و نيز فرمايد :
وَ انَا اخْتَرْتُكَ
. « 436 » پس ، انسان مخلوق « لاجل اللّه » و ساخته شده براى ذات مقدّس او است ، و از ميان موجودات او مصطفى و مختار است ، غايت سيرش وصول به باب اللّه و فناى في ذات اللّه و عكوف به فناء اللّه است ، و معاد او إلى اللّه و من اللّه و في اللّه و باللّه است ، چنانچه در قرآن فرمايد :
انَّ الَيْنا ايابَهُم
. « 437 » و ديگر موجودات به توسّط انسان رجوع به حق كنند ، بلكه مرجع و معاد آنها به انسان است ، چنانچه در زيارت جامعه ، كه اظهار شمّهاى از مقامات ولايت را فرموده ، مىفرمايد : و اياب الخلق اليكم ، و حسابهم عليكم . و مىفرمايد : بكم فتح اللّه ، و بكم يختم . « 438 » و اينكه در آيهء شريفه حق مىفرمايد :
انَّ الَيْنا ايابَهُمْ ثُمَّ انَّ عَلَيْنا حِسابَهُم
. « 439 » و در زيارت جامعه مىفرمايد : و اياب الخلق إليكم و حسابهم عليكم سرّى از اسرار توحيد ، و اشاره به آن است كه رجوع به انسان الكامل رجوع إلى اللّه است ، زيرا كه انسان كامل فانى مطلق و باقى به بقاء اللّه است و از خود تعيّن و انّيّت و انانيّتى ندارد ، بلكه خود از اسماء حسنى و اسم اعظم است ، چنانچه اشاره به اين معنى در قرآن و احاديث شريفه بسيار است .
و قرآن شريف به قدرى جامع لطائف و حقايق و سراير و دقايق توحيد
هامش
( 434 ) - « اى فرزند آدم ، من همه چيز را براى تو و تو را براى خود آفريدم » . علم اليقين ، ج 1 ، ص 381 .
( 435 ) - پاورقى 390 .
( 436 ) - پاورقى 388 .
( 437 ) - « همانا بازگشت آنان به سوى ماست . » ( غاشيه - 25 )
( 438 ) - « بازگشت آفريدگان به سوى شما و حسابرسى آنان با شماست . . . خدا به سبب شما ( خلقت را ) آغاز كرد و به شما پايانش مىدهد . » عيون اخبار الرّضا ، ج 2 ، ص 272 . زيارت « جامعهء كبيره » .
( 439 ) - « همانا بازگشت آنان به سوى ماست ، آنگاه حسابشان بر عهدهء ماست . » ( غاشيه - 25 ، 26 ) .