تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
مىگوييم . و آن از دو جهت متناسب است : يكى آن كه چون خود حامد از عالميان بلكه خود گاهى عالمى برأسه است ، بلكه در نظر اهل معرفت هر يك از موجودات عالمى برأسه مىباشد ، تحميد حق كند كه او را با دست تربيت مقام ربوبيّت از ضعف و نقص و وحشت و ظلمت نيستى هيولانى ، به قوّت و كمال و طمأنينه و نورانيّت عالم انسانيّت آورد ، و از منازل جسمى و عنصرى و معدنى و نباتى و حيوانى در تحت نظامى مرتّب به حركات ذاتيّه و جوهريّه و عشقهايى فطرى و جبلى عبور داد و به منزلگاه انسانيّت كه اشرف منازل موجودات است رسانيد . و پس از اين نيز تربيت كند تا آن كه آنچه در وهم تو نايد آن شوم .
« پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم انا إليه راجعون « 433 »
و ديگر آن كه چون تربيت نظام عالم ملك از فلكيّات و عنصريّات و جوهريّات و عرضيّات آن ، مقدّمهء وجود انسان كامل است و در حقيقت اين وليده عصارهء عالم تحقّق و غاية القصواى عالميان است و از اين جهت آخر وليده است ، و چون عالم ملك به حركت جوهريّهء ذاتيّه متحرّك است و اين حركت ذاتى استكمالى است به هرجا منتهى شد آن غايت خلقت و نهايت سير است ، و چون به طريق كلّى نظر در جسم كلّ و طبع كلّ و نبات كلّ و حيوان كلّ و انسان كلّ افكنيم انسان آخرين وليده‌اى است كه پس از حركات ذاتيّهء جوهريّهء عالم به وجود آمده و منتهى به او شده ، پس دست تربيت حق تعالى در تمام دار تحقق به تربيت انسان پرداخته است و الانسان هو الأوّل و الآخر . و اين كه ذكر شد ، در افعال جزئيّه و نظر به مراتب وجود است ، و الّا به حسب فعل مطلق از براى فعل حق تعالى غايتى جز ذات مقدّسش نيست
هامش
( 433 ) - « بار ديگر از ملك قربان شوم - آنچه اندر وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون - گويدم كانا إليه راجعون » . - مولوى
آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 262 | السيد الخميني