تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
و بدان كه سالك إلى اللّه و مجاهد في سبيل اللّه نبايد به حدّ علمى اين معارف قناعت كند و تمام عمر را صرف استدلال كه حجاب بلكه حجاب اعظم است كند ، چون كه طى اين مرحله با پاى چوبين « 421 » بلكه با مرغ سليمان « 422 » نيز نتوان كرد ، اين وادى وادى مقدّسين است و اين مرحله مرحلهء وارستگان . تا خلع نعلين حبّ جاه و شرف و زن و فرزند نشود و القاء عصاى اعتماد و توجّه به غير از يمين نگردد ، به وادى مقدس كه جايگاه مخلصان و منزلگاه مقدسان است قدم نتوان گذاشت . اگر سالك به حقايق اخلاص در اين وادى قدم زد و پشت پا به كثرات و دنيا - كه خيال اندر خيال است - زد ، اگر بقايائى از انانيّت مانده باشد از عالم غيب از او دستگيرى شود ، و به تجلّيات الهيّه جبل انّيّت او مندك شود و حال « صعق » و « فنا » براى او دست دهد . و اين مقامات در قلوب قاسيه ، كه جز از دنيا و حظوظ آن خبرى ندارند و جز به غرور شيطانى با چيز ديگر آشنا نيستند ، سخت ناهنجار آيد و به بافتهء اوهام آن را نسبت دهند ، با آن كه فنائى را كه ما اكنون در طبيعت و دنيا داريم - كه بكلّى از تمام عوالم غيب كه در هر جهت و حيثيّت ظاهرتر از اين عالمند ، بلكه از ذات و صفات ذات مقدّس كه ظهور مختصّ به ذات او است غافل هستيم و براى اثبات آن عوالم و ذات مقدس حق جلّ و علا متشبّث به ذيل برهان و استدلال مىشويم - به مراتب غريب و عجيب‌تر است تا آن فنائى كه اصحاب عرفان و سلوك ادعا مىكنند .
« حيرت اندر حيرت آيد زين قصص * بيهشىّ خاصگان اندر اخسّ »
« 423 » اگر « اخصّ » با صاد باشد اين قدر حيرت ندارد ، زيرا كه فناى ناقص در
هامش
( 421 ) - اشاره است به اين بيت از مولوى : « پاى استدلاليان چوبين بود - پاى چوبين سخت بىتمكين بود » . ( 422 ) - اشاره است به اين بيت از حافظ : « من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه - قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم » . ( 423 ) - در بعضى از نسخ اين‌چنين ضبط شده است : « حيرت اندر حيرت آمد اين قصص - بيهشى خاصگان اندر اخصّ » . - مولوى
آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 253 | السيد الخميني