و لِيَتَذَكَّرَ اولوا الالْباب
. « 303 » إلى غير ذلك از آيات شريفه كه ذكرش به طول انجامد .
بالجمله ، مقصود ما از اين بيان نه انتقاد در اطراف تفاسير است ، چه كه هر يك از مفسّرين زحمتهاى فراوان كشيده و رنجهاى بىپايان برده تا كتابى شريف فراهم آورده فَلِلّهِ درّهم و على اللّه اجرهم ، بلكه مقصود ما آن است كه راه استفاده از اين كتاب شريف را ، كه تنها كتاب سلوك إلى اللّه و يكتا كتاب تهذيب نفوس و آداب و سنن الهيّه است و بزرگتر وسيلهء رابطه بين خالق و خلق و عروة الوثقى و حبل المتين تمسّك به عزّ ربوبيّت است ، بايد به روى مردم مفتوح نمود . علماء و مفسّرين تفاسير فارسى و عربى بنويسند و مقصود آنها بيان تعاليم و دستورات عرفانى و اخلاقى و بيان كيفيّت ربط مخلوق به خالق و بيان هجرت از دار الغرور به دار السّرور و الخلود باشد ، به طورى كه در اين كتاب شريف به وديعت گذاشته شده . صاحب اين كتاب سكّاكى و شيخ نيست كه مقصدش جهات بلاغت و فصاحت باشد ، سيبويه و خليل نيست تا منظورش جهات نحو و صرف باشد ، مسعودى و ابن خلّكان نيست تا در اطراف تاريخ عالم بحث كند ، اين كتاب چون عصاى موسى و يد بيضاى آن سرور ، يا دم عيسى كه احياء اموات مىكرد نيست كه فقط براى اعجاز و دلالت بر صدق نبىّ اكرم آمده باشد ، بلكه اين صحيفهء الهيّه كتاب احياء قلوب به حياة ابدى علم و معارف الهيّه است ، اين كتاب خدا است و به شئون الهيّه جلّ و علا دعوت مىكند . مفسّر بايد شئون الهيّه را به مردم تعليم كند ، و مردم بايد براى تعلّم شئون الهيّه به آن رجوع كنند تا استفادت از آن حاصل شود -
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظّالِمينَ الّا خَساراً
. « 304 » چه خسارتى بالاتر از اين كه سى - چهل سال كتاب الهى را قرائت كنيم و به
هامش
( 303 ) - « كتاب مباركى كه به سوى تو نازل كرديم تا در آيات آن تدبّر كنند و صاحبان خرد متذكر شوند . » ( ص - 29 )
( 304 ) - « ما از قرآن آنچه را كه براى مؤمنان شفا و رحمت است نازل مىكنيم و آن ستمكاران را جز زيان نمىافزايد . » ( اسراء - 82 )