حضرت حق ، و دعاهاى لطيف آن سرور كه كيفيت آداب عبوديت را به بندگان خدا تعليم مىكند . من نمىگويم مناجات آن بزرگواران براى تعليم عباد است ، زيرا كه اين كلام بىمغز باطلى است كه صادر شده از جهل به مقام ربوبيّت و معارف اهل البيت ، خوف و خشيت آنها از همه كس بيشتر بوده و عظمت و جلال حق در قلب آنها از هر كس بيشتر تجلّى نموده ، لكن مىگويم بايد بندگان خدا از آنها كيفيت عبوديّت و سلوك إلى اللّه را تعلّم كنند ، وقتى ادعيه و مناجاتهاى آنها را مىخوانند لقلقهء لسان نباشد ، بلكه تفكّر كنند در چگونگى معاملهء آنها با حق و اظهار تذلّل و عجز و نياز نمودن آنها با ذات مقدس .
و لعمر الحبيب كه جناب علىّ بن الحسين از بزرگترين نعمتهايى است كه ذات مقدّس حق بر بندگان خود به وجودش منّت گزارده و آن سرور را از عالم قرب و قدس نازل فرموده براى فهماندن طرق عبوديّت به بندگان خود و
لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيم .
« 235 » و اگر از ما سؤال شود كه قدر اين نعمت را چرا ندانستيد و استفادت از اين بزرگوار چرا نكرديد ، جوابى نداريم جز آن كه سر خجلت به پيش افكنيم و به نار پشيمانى و تأسّف بسوزيم ، و در آن وقت پشيمانى نتيجه ندارد .
در موعظهاى حسنه
اى عزيز ، اكنون كه فرصت است و سرمايهء عمر عزيز در دست است و طريق سلوك إلى اللّه مفتوح است و درهاى رحمت حق باز است و سلامتى و قوت اعضاء و قوا برقرار است و دار الزّرع عالم ملك بر پا است ، همتى كن و قدر اين نعم الهيّه را بفهم و از آنها استفاده نما و كمالات روحانيّه و سعادات ازليّهء ابديّه را تحصيل كن ، و از اين همه معارف كه قرآن شريف آسمانى و اهل بيت عصمت عليهم السلام در بسيط ارض طبيعت مظلمه بسط دادند و عالم را
هامش
( 235 ) - « آن روز شما را از نعمتها مىپرسند . » ( تكاثر - 8 )