تصرّف ابليس را از ملك طبيعت خود دور كند تا با صاحب بيت مراوده و محابّه پيدا نمايد و تصرّفاتش در عالم طبيعت غاصبانه نباشد . بعضى از اهل ذوق گويد كه معنى آيهء شريفهء
يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنوُا اوْفوُا بِالعُقوُدِ احِلَّتْ لَكُمْ بَهيمَةُ الانْعام .
« 170 » به حسب باطن ، آن است كه حلّيّت بهيمهء انعام موقوف به وفاء به عهد ولايت است . و در احاديث شريفه وارد است كه جميع ارض از امام است و غير شيعيان غاصب آن هستند . « 171 » و اهل معرفت ولىّ امر را مالك جميع ممالك وجود و مدارج غيب و شهود دانند و تصرّف كسى را در آن بىاذن امام روا ندارند .
نويسنده گويد : ابليس لعين عدوّ اللّه است و تصرّفات او و هر تصرّف ابليسى در عالم طبيعت جائرانه و غاصبانه است ، پس ، سالك إلى اللّه اگر خود را از تحت تصرّفات آن پليد بيرون كرد ، تصرّفش رحمانى گردد و مكان و ملبس و مطعم و منكح او مباح و پاكيزه شود . و به هر اندازه كه در تحت تصرّف ابليس واقع شود ، از حلّيّت بيفتد و شرك شيطان در آن دست يابد : پس اگر اعضاء ظاهرهء انسان در تصرّف ابليس واقع شد ، اعضاء ابليسيّه شود و غاصب مملكت حق شود ، چنانچه عكوف قواى ملكوتيّه در مسجد بدن وقتى مباح و عادلانه است كه آن قوا از جنود رحمانى باشد ، و الّا جنود ابليس را حقّ تصرّف در مملكت بدن انسانى ، كه ملك حق تعالى است ، نمىباشد . و چون دست تصرّف شيطان را از مملكت قلب ، كه منزلگاه خاص حق است ، كوتاه نمود و قلب خود را خالص براى تجلّيات حق نمود و غير حق را كه ابليس راه است در آن راه نداد ، مساجد ظاهره و باطنه و امكنهء ملكيّه و ملكوتيّه مباح براى او گردد و صلاة او صلاة اهل معرفت گردد . و بدين وزان طهارت مسجد نيز معلوم گردد .
هامش
( 170 ) - « اى كسانى كه ايمان آوردهايد به پيمانهايى كه مىبنديد وفا كنيد ، چارپايان براى شما حلال شده . . . » . ( مائده - 1 )
( 171 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 266 ، « كتاب الحجّة » ، روايات « باب انّ الارض كلّها للامام » .