بين برود و پاك و خالص و شستشو شده ، وارد بهشت شوند . قرآن ، حق ، على عليه السلام و عترت آنجا وارد شده ( مطابق روايت ثقلين ) و در آنجا تكليف همه روشن مىشود .
معناى حق :
حق از الفاظى است كه زياد استفاده مىشود . گاهى به واقعيّتهاى تكوينى و گاهى به واقعّيّتهاى تشريعى گفته مىشود ؛ به عنوان مثال خداوند ، آفرينش آسمان و زمين ، آمدن انسان به روى زمين ، نظام آفرينش ، همه واقعيّتهاى تكوينى و حق است و تمام احكام تشريعى ، مثل نماز ، جهاد و . . . واقعيّتهاى تشريعى و حقّ است ، ولى حق از ديدگاه هر گروه به گونهاى تعبير مىشود ، به عنوان مثال ما در مورد حقوق بشر يك ديدگاه داريم و جهان غرب ديدگاه ديگر ؛ آنها بشر را براى زندگى چند روزه مىدانند و به دنبال اين ديدگاه قوانين حقوق بشر را وضع مىكنند و به همين جهت حتّى ارتباط نامشروع ، هم جنس بازى و ازدواج با محارم را قانونى مىدانند ، ولى ما كه معتقديم انسان بىهدف آفريده نشده و اين دنيا پلى براى جهان آخرت است « أيَحْسَبُ الإنْسَانِ أَنْ يُتْرَكَ سُدى « 1 » ؛ انسان گمان مىكند كه مهمل و بى هدف آفريده شده است » حقوق بشر ما اين آزادىها را به رسميّت نمىشناسد ؛ و يا آنها انسان را كمى بالاتر از حيوان مىدانند ولى ما انسان را « نفخت فيه روحى »
هامش
( 1 ) سورهء قيامة ، آيهء 36 .