هيچ گاه خواستهء تمام مردم دنيا را در نظر نمىگيرند .
گاه در يك كشور هم ، مردم سالارى داراى تضاد است ، چون گاهى منافع 25 % از مردم كه در انتخابات پيروز شدهاند بر 75 % مقدّم مىشود ، و حتّى در جايى كه 51 % در يك طرف و 49 % در طرف ديگر باشد ، باز منافع 49 % برآورده نمىشود ، ولى اگر مردمسالارى دينى باشد نه تنها منافع مردم كشور خود ، بلكه منافع كشورهاى همسايه و تمام دنيا ( رضاى خلق ) بايد تأمين شود . ما قائل به مردمسالارى هستيم و در نهجالبلاغه هم در موارد متعدّدى سفارش تودههاى مردم شده است ، از آن جمله عهدنامهء مالك اشتر است كه حضرت به مالك مىفرمايد : عامّهء مردم پشتيبان اسلام و مدافع تو هستند . پس اگر دنيا بخواهد جنگ نداشته باشد ، بايد مردمسالارى دينى در آن حاكم و خشنودى خدا مورد توجّه باشد .
امام عليه السلام فصيح و بليغ است و مقتضاى حال را رعايت مىكند ، در اين جا امام مشاهده مىكند كه سؤال كننده اهل كوفه است و آنها كسانى هستند كه رضاى مخلوق را به رضاى خالق ترجيح دادهاند و امام مىفرمايد : اگر شما اطراف على عليه السلام و امام حسن عليه السلام را خالى نكرده بوديد ، عزّت دنيا و آخرت داشتيد و چون اين را رعايت نكرديد ، در چنگال بنىاميّه اسير شدهايد .
بنابراين هر پيشنهادى به ما شد ، هميشه بايد در نظر بگيريم كه خدا چه مىگويد و رضايت او را مدّ نظر قرار دهيم .
مشكات هدايت ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٢٥