مسأله شده و پاسخى به او دادند كه مفهوم كلام ايشان اين است كه تو خيال مىكنى در كربلا نبرد براى حكومت بود ، تا بگويى بنىاميّه غالب شد و به حكومت رسيد ؛ نه ، نزاع براى مكتب بود . بنىاميّه طرفدار مكتب جاهليّت ، و بنىهاشم و خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله خواستار مكتب توحيد بودند ، اكنون ببين كدام مكتب حاكم است آيا مكتب آنها يا مكتب ما ؟ وقتى اذان و اقامه گفتى مىفهمى غالب كيست .
مسألهء پيروزى بنىاميّه ظاهرى و سطحى بود و آنچه كه در عمق نهفته ، پيروزى مكتب امام حسين عليه السلام است كه اين پيروزى داراى مراحلى است :
1 - اوّلين جرقّه بر ضدّ حكومت بنىاميّه عصر عاشورا در خود كربلا زده شد . در مقاتل آمده است كه زنى از قبيلهء بكر بن وائل برخاست و شعار خون خواهى در مقابل اين جنايت را سر داد (
فَخَرَجَتْ امْرَأَةٌ مِنْ آلِ بَكْرِبْنِ وَائِل فَقَالَتْ : يَا لَثَارَتِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله
) . 2 - در كوفه همهء مردم وقتى اسيران را شناختند ، اشكها جارى شد و به قدرى مسأله عميق بود كه حضرت زينب عليها السلام در خطبهاى فرمود :
خدا فريادتان را خاموش نكند و اشك چشمتان خشك نشود . از اين بيانات معلوم مىشود كه اهل كوفه گريه مىكردند .
3 - چند روز بعد ابن زياد فاتحانه در كوفه بر منبر نشست و خواست به امام حسين عليه السلام توهين كند ، در اين موقع « عبداللَّه بن عفيف » نابينا ، از شيعيان على عليه السلام از وسط مجلس برخاسته و گفت : « انت
مشكات هدايت ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٦