همگان مىدانند و سؤال كليدى است كه ما را به گذشتگان پيوند مىدهد و معلومات آنها را در اختيار ما قرار مىدهد . اما با اين حال بعضى از افراد سؤال را عيب و ننگ مىدانند و گاهى مىگويند خجالت مىكشيم سؤال كنيم و حال اينكه خجالت دو قسم است : يكى عاقلانه و ديگرى احمقانه . خجالت احمقانه اين است كه انسان چيزى را كه نمىداند خجالت بكشد كه سؤال كند ، امّا خجالت عاقلانه آن است كه انسان از گناه خجالت بكشد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايند :
« العِلمُ خَزائنٌ وَمفاتِيحُهُ السؤالُ ، فَاسألُوا رحِمَكُمُ اللَّهُ فإنَّهُ يُؤجَرُ أربَعةٌ : السائلُ ، والمُتكَلِّمُ ، والمُستَمِعُ ، والمُحِبُّ لَهُم
؛ دانش گنجينه هايى است و كليدهاى آن پرسش است ، پس خدايتان رحمت كند ، بپرسيد ، كه با اين كار چهار نفر اجر مىبرند : پرسشگر ، پاسخگو ، شنونده و دوستدار آن » . « 1 »
و همان حضرت فرموده است :
« السؤالُ نِصْفُ العِلم
؛ پرسش نيمى از دانش است » . « 2 » و دربارهء خوب پرسيدن هم حديث از آن حضرت وارد شده كه نيمى از دانش است .
على عليه السلام به شخصى كه از آن حضرت سؤال مشكلآفرين پرسيد ، فرمود :
« سَلْ تَفَقُّهاً وَلا تَسْأل تَعَنُّتاً ، فإنّ الجَاهِلَ المُتَعَلِّمَ شَبيهٌ بِالعَالِمِ ، وانّ العَالِمَ المتَعَسِّفَ شَبِيهٌ بِالجَاهِلِ المتَعَنِّتِ ؛
به قصد يادگرفتن بپرس ، نه براى آزردن و خطا گرفتن ؛ زيرا جاهلى كه در صدد آموختن باشد همانند عالم است و عالمى كه در بيراهه قدم نهد همچون جاهلى است كه به قصد خطا گرفتن مىپرسد » . « 3 »
و اگر سؤال از انسان شد و جوابش را نمىداند ، بگويد : نمىدانم نه اينكه جواب نادرست بدهد و دچار پيامدهاى آن شود .
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، حكمت 39
( 2 ) . ميزان الحكمه ، ج 4 ، ص 331
( 3 ) . نهجالبلاغه ، حكمت 320