8 : عزت و افتخار
حضرت على عليه السلام مىفرمايند :
« إلهى كَفى بى عِزّاً أنْ أكونَ لَكَ عَبْداً وكَفى بى فَخْراً أنْ تكونَ لى ربّاً . . .
؛ خدايا اين عزت ، مرا بس است كه بندهء تو باشم و اين افتخار برايم بس است كه تو پروردگار منى » . « 1 »
در اين حديث روى چهار مسأله تكيه شده است : عزت ، فخر ، عبوديت و ربوبيّت ؛ وقتى حقيقت اين چهار كلمه معلوم شود محتواى حديث هم روشن خواهد شد . عزّت يعنى سربلندى و قدرتى كه شكستناپذير است ؛ على عليه السلام مىفرمايد : من وقتى اين قدرت را پيدا مىكنم كه بندهء تو باشم چون قدرت خداوند بىنهايت است و اگر قطرهء وجود ما به اقيانوس بىانتهاى خداوند پيوند يابد شكستناپذير مىشويم و جاودانه خواهيم شد .
يكى از اصولى كه در زندگى همه امامان عليهم السلام وجود داشت ، عزت نفس و دورى از ذلت بود . قرآن هم عزت را از آن خود و رسولش و مؤمنان مىداند :
« وَللَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ » . « 2 »
هامش
( 1 ) . كتاب الخصال ، باب التسعه
( 2 ) . سورهء منافقون ، آيهء 8