اولادشان آزمايش مىكند ، تا آن كس كه از روزيش خشمگين است از آن كس كه شاكر و راضى است شناخته شود ، هر چند خداوند سبحان از مردم به خودشان آگاهتر است ، ولى اين به خاطر آن است كه افعالى كه با آن استحقاق ثواب و عقاب پيدا مىكنند ظاهر گردد ؛ زيرا بعضى از مردم ( مثلًا ) پسر را دوست دارند و از دختر متنفّرند و بعضى مال فراوان مىخواهند و از كمبود مال ناراضى هستند .
يكى از قوانين عالم هستى مسألهء امتحان و آزمايش است . اگر كسى بگويد به خدا پناه مىبرم از امتحان ، معنايش اين است كه پناه مىبرم از اينكه آفريده شوم ، چون آفرينش از امتحان جدا نيست ، عالم خلقت ، عالم امتحان است ؛ از آدم شروع شد و تا پايان دنيا هم ادامه دارد .
آزمايش الهى گسترده است و زمان و مكان معيّن در آن نيست . مادّهء آزمايش هم در آن معيّن نيست . آزمايش هم انواعى دارد و اين امتحان و آزمايش هدف آفرينش است .
فلسفهء امتحان :
امتحان خداوند از انسان براى كشف باطن او نيست ، چون خداوند به اسرار آگاه است ، بلكه امتحان براى ظهور استحقاق است كه چه كسى استحقاق ثواب را دارد و چه كسى ندارد . قرآن مىفرمايد : « « أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ » ؛ آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند : « ايمان آورديم » به حال خود رها مىشوند و آزمايش نخواهند شد ؟ ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم ( و اينها را نيز امتحان مىكنيم ) ، بايد علم خداوند در مورد كسانى كه راست مىگويند و كسانى كه دروغ مىگويند تحقّق يابد » . « 1 »
هامش
( 1 ) عنكبوت ، آيهء 2 و 3 .