تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
الجنون و البرص و . . . كه جنون سابق و لاحق ندارد ، بنابراين در ظاهر حق با كسى است كه قائل به عموم شود ولى مع ذلك هيچ كدام از بزرگان به جواز فسخ فتوا نداده‌اند .

در اين مسأله دو قرينه سبب شده است كه مشهور چنين فتوا دهند :

قرينهء اوّل : نكته در كلمهء « ردّ » است ( لا يردّ ) ، اين كلمه به چه معناست ؟

به عنوان نمونه روايت مىفرمود : « المرأة تردّ من اربعة اشياء » « 1 » و يا « تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون » « 2 » ، كلمهء ردّ را در جايى مىگويند كه چيزى آمده و آن را به همان صورت كه آمده است بر مىگرداند وقتى مىگويند معيوب را بر مىگردانند ، يعنى همان كه آمده همان را بر مىگردانند كه اين در واقع معيوب قبل العقد است ، پس تعبير تردّ در روايات مختلف نشان مىدهد كه عيبى از اوّل داشته و همان را بر مىگردانند و الّا اگر به اين حال نيامده تعبير به تردّ نمىكنند ، على الخصوص كه ساير عيوب به آن عطف شده است ، مثلًا فرمود زن يك چشمى بوده و به خانهء شوهر آورده‌اند ، امام فرمود فسخ نمىشود ، معلوم است كه از قبل يك چشمى بوده نه اين كه در خانهء شوهر يك چشمى شده است : فاذا امرأته عوراء و لم يبيّنوا له قال لا تردّ « 3 » ؛ اين عبارت ( يردّ النكاح . . . ) با عبارت قبل در يك سياق است ، همان گونه كه عيب قبلى ( عوراء ) ، قبل از نكاح بود ، عيوب ديگر كه بعد از آن در روايات آمده همه از سابق بوده‌اند و لاحق نيست پس عيب لاحق خيار فسخ ندارد .

قرينهء دوّم : در عدّه‌اى از روايات تعبير به تدليس شده است

و خيار فسخ شوهر به خاطر تدليس است كه اين در باب دوّم از ابواب عيوب آمده است و تعبير تدليس براى عيوب سابق است و عيوب لاحق تدليس ندارد . علما و بزرگان از روايات تدليس و روايت عوراء و همچنين كلمهء تردّ استفاده كرده و به همين جهت فقط در عيوب سابق قائل به فسخ شده‌اند . نتيجه : روايات اطلاق ندارد و فقط شامل جنون سابق مىشود و به قرينهء روايت عوراء ، روايات تدليس و كلمهء « يردّ » در روايات ، شامل جنون لاحق نمىشود و على القاعده چيزى كه در خانهء شوهر معيوب شده ، نبايد برگردد ، چون انسانها در معرض بلا هستند و هر كسى بيمار مىشود ، مخصوصاً در سنين بالا ، و بنا نيست به عيوب لاحق فسخ شود و اين طبيعت زندگى بشر است كه بيماريها و بلاها وجود دارد پس كلام مشهور درست است . ان قلت : چرا در ناحيهء مرد به عيوب لاحق زن حق فسخ دارد ؟ قلنا : در مورد جنون مرد روايت داريم پس دليل خاص دارد ، علاوه بر اين در صورت بيمارى مرد ، ديگر نان‌آورى نيست .

[ بخش دوم عيوب مختص ]

79 القول فى العيوب ( الخصاء ) . . . . . 23 / 12 / 82

عيوب مختصّ به رجل :

1 - الخصاء :

[ الخصاء قبل العقد ]

عبارت مرحوم امام ( ره ) در تحرير در باب عيوب مختصّ چنين است : و أمّا المختصّ : فالمختصّ للرجل ثلاثة : الخصاء ، و هو سلّ ( كشيدن ) الخصيتين او رضّهما ( كوبيدن ) و تفسخ به المرأة مع سبقه على العقد و عدم علمها به .

عنوان مسأله : خصا به سه گونه است :

1 - از روز اوّل خصى متولّد شده است . 2 - عضو مخصوص را خارج كنند . 3 - عضو مخصوص را بكوبند و از كار بيندازند . خصا به يقين يكى از عيوب است و از دو جهت عيب محسوب مىشود : 1 - جلوى توالد و تناسل را مىگيرد . 2 - ضعف و فتور در آميزش ايجاد مىكند و به تدريج آميزش به طور كلّى منتفى مىشود . دليل آن هورمون‌هايى است كه اين دو غدّه ترشّح كرده و در خون مىريزد ؛ و صفات مردانگى را حفظ مىكند مثل آهنگ صدا ، موى صورت و علاقه به آميزش جنسى ، و وقتى اين دو غدّه از كار افتاد و هورمونها ترشّح نشد حالت رجوليّت تضعيف مىشود ، بنابراين عيب بودن آن مسلّم و تمسّك به لا ضرر و لا حرج بلااشكال است .
هامش
( 1 ) ح 1 ، باب 1 از ابواب عيوب . ( 2 ) ح 2 باب 1 از ابواب عيوب . ( 3 ) ح 1 ، باب 5 از ابواب عيوب .