[ القول فى الرّضاع ]
1 القول فى الرّضاع . . . . . 17 / 6 / 80
اسباب التحريم ستّة اوّلها النسب ، ثانيها الرضاع ، ثالثها المصاهرة و ملحقاتها ، رابعها استيفاء العدد ، خامسها اللعان ، سادسها الكفر
« القول فى الرضاع »
فقها در باب نكاح ، براى حرمت ، شش سبب ذكر كردهاند ؛ اوّلين سبب را در سال گذشته بحث كرديم و امّا دوّمين سبب رضاع است .
مقدّمه :
امام در مقدّمهء بحث رضاع مىفرمايد :
انتشار الحرمة بالرضاع يتوقّف على شروط .
از اينجا معلوم مىشود كه اصل حرمت به سبب رضاع به نظر امام مسلّم است ؛ ولى اكثر فقها ، ابتداءً از حرمت رضاع صحبت كرده و بعد وارد شروط مىشوند .
مسئلهء رضاع از بعضى جهات در زمان سابق بيشتر مبتلى به بود ، چون نوعاً بچّهها را شير مىدادند و جايگزينهاى رنگارنگ امروزى براى شير مادر نبود ؛ ولى امروزه خيلى از زنان ، به جهاتى مايل به شير دادن نيستند ، يا بواسطهء حفظ زيبايى ظاهر و يا بخاطر اشتغال در خارج از خانه و . . . در حالى كه ثابت شده است ، ترك رضاع هم براى مادر زيانهاى مهمّى دارد و هم براى فرزند به همين جهت مسئلهء رضاع در عصر ما كمتر شايع است ؛ ولى از بعضى جهات در عصر ما نيز مبتلى به است ، چون عدّهاى ، بچّههايى را براى سرپرستى و تولّى برمىگزينند و معمولًا مايلند كه بچّه به اهل خانه محرم شود ، كه بهترين راه آن همان رضاع است .
از جهت ديگرى نيز مسئلهء رضاع محلّ ابتلاء است ، و آن در مورد زنانى است كه در خارج از خانه اشتغال دارند و نمىتوانند بچّهء خود را شير دهند . پس اگر چه از جهاتى ابتلاء به مسئلهء رضاع كم شده ؛ ولى از بعضى جهات ابتلاء به آن زياد شده است .
ادلّة سببيّة الرضاع للحرمة :
ادلّهء ثلاثه ( اجماع ، كتاب و سنّت ) بر اين مسأله دلالت دارد ولى دليل عقل در اينجا راه ندارد چون اين مسأله از مسائل تعبدى است ، البتّه مىتوانيم استحسانات ظنّى درست كنيم و بگوييم چون از شير اين زن گوشت و پوست بر بدن بچّه روييده است ، حكم مادر را دارد .
1 - اجماع :
اصل اين مسأله ( رضاع موجب حرمت است ) از مسلّمات ، و اجماع شيعه و سنّى بر آن است ؛ بلكه از ضروريّات دين است .
2 - آيهء : « وَ أُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ »
« 1 »
بعضى از محرّمات نهگانهء نسبيّهء در ناحيهء رضاع را مىتوانيم از اين آيه با مقايسهء محرّمات رضاعى به محرّمات نسبى به دست آوريم ، چون قرآن به اجمال بيان مىكند و سنّت ، آن را توضيح مىدهد .
3 - سنّت :
روايات متواتره ، رضاع را موجب حرمت مىداند كه هم در منابع شيعه است و هم در منابع اهل سنّت ، اين روايات دو دسته هستند : يك قسم عام است و تمام محرّمات نسبيّه را مىگيرد و قسم ديگر در موارد خاصّه وارد شده است .
2 القول فى الرّضاع . . . . . 19 / 6 / 80
الف : روايات عامّه :
روايات عامّه به سه تعبير وارد شده است :
يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب .
يحرم من الرضاع ما يحرم من القرابة .
الرضاع لحمة
( « لُحْمَة » از مادّهء لحم است و معانى متعدّدى دارد كه يكى از معانى آن پود است )
كلحمة النسب .
تعبير اوّل در روايات زياد و متواتر است ، تعبير دوم هم در چند روايت وجود دارد ؛ ولى تعبير سوم را در كتب روايى پيدا نكردهايم ؛ از كتب فقهى كه تعبير سوّم در آنها آمده است مىتوان از جامع المقاصد ، حدائق ، مسالك ، كفاية الاحكام سبزوارى ، شرح لمعه ، درّ المنثور ، جواهر « 2 » ، زبدة البيان ، رياض ، مستند نراقى ، وسيلهء ابن حمزة ، مهذّب البارع و از كتب تفسير هم مىتوان از تفسير الميزان ، و تفسير صافى نام برد ، البتّه بود و نبود اين حديث در كتب
هامش
( 1 ) آيهء 23 ، سورهء نساء .
( 2 ) جواهر ، ج 29 ، ص 310 .