اسْعِط
( چيزى از طريق بينى وارد شود )
باللبن يعنى فى الحولين فهو رضاع . « 1 »
سند حديث : سند ندارد و مرسله است .
دلالت حديث : روايت با صراحت مىگويد دادن شير از طريق ايجار و از طريق بينى هر دو خوب است و امروزه غذا دادن از طريق بينى مرسوم است و مشكلى ندارد ؛ ولى سابق بر اين از طريق بينى مگر چقدر مىتوانستند شير دهند . حدّ اقل شيرى كه بايد به بچّه بدهند بايد ده رضعهء كامله باشد ( كه ما پانزده رضعه را لازم مىدانيم ) ، آيا چنين چيزى ممكن است ؟ بايد در اينجا بگوييم اين قول موافق با عامّه است كه براى رضاع حدّى قائل نيستند و حدّ اقل شيرى را كه بچّه بخورد كافى مىدانند ابن رشد مىگويد :
امّا مقدار المحرّم من اللبن فانّ قوما قالوا فيه بعدم التحديد « 2 » .
اين روايت دعائم الاسلام در واقع موافق با مذهب عامّه است و طبق مذهب شيعه قابل قبول نيست .
* الجعفريات بالسند المتقدّم عنه عليه السلام مثله . « 3 »
جعفريات سند دارد ولى سند آن قابل قبول نيست و همان اشكالاتى كه روايت دعائم الاسلام داشت اين روايت هم دارد .
طايفهء دوم : رواياتى كه مىگويد رضاع با شدِّ عظم و انبات لحم حاصل مىشود .
* . . . عن حمّاد بن عثمان ، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : يحرم من الرضاع الّا ما انبت اللحم و الدّم . « 4 »
* . . . عن عبد اللَّه بن سنان قال سمعت أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول :
لا يحرم من الرضاع الّا ما انبت اللحم و شدّ العظم . « 5 »
* . . . عن محمّد بن مسلم ، عن ابى جعفر عليه السلام و ابى عبد اللَّه عليه السلام قال :
اذا رضع الغلام من نساءٍ شتّى و كان ذلك عدّة
( ده مرتبه يا پانزده مرتبه حاصل شود )
أو نبت لحمه و دمه عليه
( به خاطر شير )
حَرُمَ عليه بناتهنّ كلهنّ عليه السلام . « 6 »
كيفيّت استدلال به احاديث :
معيار مكيدن پستان نيست ، بلكه معيار شدّ عظم و انبات لحم است به هرگونهاى كه باشد تفاوت ندارد و در واقع از قبيل عموم علّت است .
اين استدلال را شاذ از شيعه مطرح كردهاند و عامّه هم شبيه اين استدلال را دارند .
جواب : بدون شك مسئلهء انبات لحم و شدّ عظم تمام العلّة نيست و ممكن است جزء العلّة باشد چون اگر تمام العلّة بود ، نبايد حولين و وحدت فحل و . . . را شرط بدانيم ، پس غاية چيزى كه از اين روايات استفاده مىشود جزء العلة و حكمت بودن است و اين قياس مستنبط العلّة ( استنباطات ظنى ) است نه منصوص العلّة ، پس استدلال به اين روايات صحيح نيست ، و روايات ديگر كه گفته است بايد شير از پستان مكيده شود مقدّم است ، بنابراين حق با مشهور است .
[ الثالث : ان تكون المرضعة حيّة ]
14 شرايط الرّضاع ( الثالث ) . . . . . 4 / 7 / 80
الثالث : ان تكون المرضعة حيّة ، فلو ماتت فى اثناء الرضاع و اكمل النصاب حال موتها و لو رضعة لم ينشر الحرمة .
سومين شرط از شروط نشر حرمت بواسطه رضاع ، زنده بودن زن مرضعه در تمام شير خوردنها ( پانزده مرتبه ) است ، پس اگر بچّهاى چهارده بار در حال حيات و مرتبهء پانزدهم در حال ممات از زنى شير بخورد در اين صورت نشر حرمت نمىشود ، چون تمام العدد در حال ممات بوده است .
اقوال :
مسأله از نظر فقهاء شيعه اجماعى است .
مرحوم نراقى مىفرمايد :
الشرط الثالث أن تكون المرضعة حيّة . بالاجماع كما عن ظاهر التذكرة و الصيمرى « 7 » .
صاحب رياض مىفرمايد :
و يعتبر فى النشر حيوة المرضعة وفاقاً ( اجماع ) كما يظهر من التذكرة و الصيمرى « 8 » .
صاحب جواهر « 9 » ، مىفرمايد :
لا خلاف فيهو سپس از كشف اللثام نقل اجماع مىكند .
نتيجه : مسأله اجماعى است و مخالفى هم در مسأله نيست .
اكثريّت اهل سنّت زنده بودن را شرط نمىدانند ؛ ولى اقليّتى از آنها حيات را شرط مىدانند .
هامش
( 1 ) مستدرك ، ج 14 ، ح 2 ، باب 5 از ابواب رضاع .
( 2 ) بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 29 .
( 3 ) مستدرك ، ج 14 ، باب 5 از ابواب رضاع .
( 4 ) ج 14 ، ح 1 ، باب 3 از ابواب رضاع .
( 5 ) ح 2 ، باب 3 از ابواب رضاع .
( 6 ) ح 3 ، باب 3 از ابواب رضاع .
( 7 ) مستند ، ج 16 ، ص 236 .
( 8 ) ج 2 ، ص 86 .
( 9 ) جواهر ، ج 29 ، ص 269 .