آيه ، قيد غالبى است و گفتهاند چه در حجور باشد و چه نباشد ، ربيبه بر انسان حرام است .
* . . . عن الحلبى ، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : جاء رجل الى امير المؤمنين عليه السلام فقال : يا امير المؤمنين انّ امرأتى حلبت من لبنها فى مَكُوْك
[ مَكُّوك ] ( ظرفى كه در آن شير مىريزند كه بالاى آن باريك و پايين آن گشادتر است و يا پيمانهاى كه به اندازهء يك مدّ يا يك صاع گنجايش دارد )
فأسقته جاريتى ، فقال : أوجع
( تنبيه كن )
امرأتك و عليك بجاريتك « 1 »
( جاريهات بر تو حرام نشده است ) .
سند حديث : سند اين روايت خوب است .
دلالت حديث : روايت دلالت مىكند كه بايد شير از پستان مكيده شود ؛ ولى حق اين است كه جاريه دو مشكل داشته است :
اوّلًا : جاريه در حدّ استمتاع بوده و زير دو سال نبوده تا نشر حرمت كند .
ثانياً : شير را نمكيده تا نشر حرمت كند .
ممكن است عدم حرمت مستند به اين باشد كه بالاى دو سال داشته و يا مستند به اين باشد كه از پستان شير نخورده است ، پس روايت مجمل است و دلالت بر بحث ما ندارد .
* . . . باسناده عن العلا بن رزين ، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : سألته عن الرضاع فقال : لا يحرم من الرضاع الّا ما ارتضع من ثدى واحد سنةً . « 2 »
سند حديث : سند شيخ ، سند صحيحى است و « علا بن رزين » هم از بزرگان است ، پس سند خوب است .
دلالت حديث : همان دو اشكالى كه در روايت اوّل بود در اينجا نيز پيدا مىشود :
1 - « ثدى واحد » از قبيل قيد غالبى است و قيد غالبى مفهوم ندارد .
2 - « سنةً » خلاف اجماع است ، چون پانزده مرتبه شير خوردن بلااشكال مؤثّر است و يك سال حتماً لازم نيست ، و آن توجيهى هم كه براى رفع اشكال در حديث اوّل داشتيم اينجا جارى نيست ، چون نمىتوانيم بگوييم بچه زير يك سال باشد ، تا نشر حرمت شود .
نكته : يك نوع شيرخوارگى در عصر ما هست كه وقتى پستان مادر نوك ندارد و يا به گونهاى است كه بچّه آن را نمىپسندد ، نوعى پستانك به سر پستان نصب مىكنند تا بچّه بمكد ؛ كه در اين صورت امتصاص و مباشرتى بين لبهاى بچه با پستان مادر نيست ؛ ولى مكيدن واقعاً هست ، اينجا صدق رضاع مىكند و عرف به الغاء خصوصيّت آن را مكيدن مىداند .
جمعبندى : ما دليلى از روايات براى اثبات قول مشهور نداريم چون دو روايت سند داشت ولى دلالت نداشت يك روايت هم نه سند داشت و نه دلالت ، پس دليل مشهور منحصر است در اصالة الحليّة كه وقتى صدق رضاع نكرد ، اصل حليّت است و نشر حرمت نمىشود .
13 شرايط الرّضاع ( الثانى ) . . . . . 3 / 7 / 80
دليل قول غير مشهور : روايت
دليل اين گروه ، دو طايفه روايت است .
طايفهء اوّل : وُجور در حلق را كافى مىداند :
* محمّد بن على بن الحسين
( صدوق )
قال : قال أبو عبد اللَّه عليه السلام وُجور الصبىّ بمنزلة الرضاع . « 3 »
سند حديث : روايت مرسله است و از نظر ما معتبر نيست .
مرسلات را به دو درجه تقسيم مىكنيم ، مرسلات خيلى ضعيف و مرسلات قابل ملاحظه ، رواياتى كه صدوق يا كلينى مىگويند « قال الصادق عليه السلام » مرسلاتى است كه قابل ملاحظه است ، چون معنايش اين است كه حدّ اقل خود صدوق سند را پذيرفته است ؛ ولى وقتى « رُوِى » مىگويند ، معلوم نيست كه خودشان آن سند را پذيرفته باشند .
دلالت حديث : از نظر دلالت خوب است و ظاهر تنزيل ، شمول تمام احكام رضاع است .
ان قلت : چرا امام به جاى « الرضاع » ، « بمنزلة الرضاع » فرمودهاند .
قلنا : اين اشكال وارد نيست ، چون در ماهيّت مفهوم رضاع مكيدن از پستان هست ولى در اينجا مكيدن نيست ، به همين جهت امام بمنزلة الرضاع فرمودهاند .
سلّمناكه سند و دلالت هر دو خوب باشد ؛ ولى باز قابل قبول نيست ، چون اصحاب و مشهور از آن اعراض كردهاند و بعضى به همين جهت ( اعراض مشهور ) روايت را حمل بر تقيّه كردهاند ، چون عامّه معتقدند به هر نحوى كه بچّه شير بخورد كافى است .
* دعائم الاسلام : عن على عليه السلام ، انّه قال : اذا أوجِرَ الصبى أو
هامش
( 1 ) ح 1 ، باب 7 از ابواب رضاع .
( 2 ) ح 13 ، باب 2 از ابواب رضاع .
( 3 ) ح 3 ، باب 7 از ابواب رضاع .