مقام دوم : ما الوطء بالشبهة ؟ ( صغرى )
در موضوع مسأله بحث زيادى مطرح است . موارد مسلّمى دارد كه همه آن را قبول دارند و موارد مشكوكى هم دارد كه محلّ دعوا است .
موارد وطى شبهه :
مجموعهء آن ده مورد است :
1 - اذا وطء امرأة مع اعتقادٍ قطعى انّها امرأته .
2 - اذا وطئها مع قيام دليل شرعى معتبر ( مثلًا دو شاهد عادل شهادت دادند كه صيغه خوانده شده است و وطى حاصل شد ، ولى بعداً معلوم شد كه عقد خوانده نشده بود ) .
3 - اذا وطئها مع قيام اصل شرعى كالاستصحاب ( مثلًا در عدّهء رجعى فكر مىكرد كه عدّهاش تمام نشده است ، بمقتضاى استصحاب رجوع نموده و وطى كرد ، ولى بعداً معلوم شد كه عدّه تمام شده ) .
4 - اذا وطئها مع الظّنّ غير المعتبر ( مثلًا گمان مىكرد كه عقد خوانده شده و وطى كرد . اين ظن غير معتبر است كه بعضى آن را وطى به شبهه مىدانند و بعضى نمىدانند ) .
5 - اذا وطئها مع الشك أو الوهم ( مثلًا وطى كرده در حالى كه شك داشته يا احتمال مىداده كه زوجهء اوست ) .
6 - اذا وطء امرأة يعلم حرمتها عليه اكراهاً و جبراً ( مثلًا مردى زنى را تهديد كند و وطى كند ، از ناحيهء زوج زنا به عنف است ولى از ناحيهء زوجه وطى به شبهه است يا شخص ثالثى زن و مردى را وادار به وطى كند ) .
7 - اذا واقعها اضطراراً ( حديثى در كتاب حدود داشتيم كه زنى متّهم به زنا با مردى بود كه از باب اضطرار زن راضى به وطى شده بود ) .
8 - اذا واقعها فى حال الجنون أو فى حال الصغر ، ( حالى كه مكلّف نيست ) .
9 - اذا واقعها فى حال النّوم ( ذاتاً مكلّف است ولى موقّتاً حالت نوم دارد كه تكليف را برمىدارد ) .
10 - اذا واقعها فى حال السكردو صورت دارد ، يكى عمدى و ديگرى غير عمدى است ( اين شاخه از مسأله ملحق به وطى به شبهه است ) .
البتّه همهء اين موارد را مىتوان در چند عنوان خلاصه كرد :
1 - عنوانى كه حجّت شرعى دارد ( يقين ، اصل يا دليل شرعى ) .
2 - عنوانى كه احتمال حجّت شرعى مىدهد ( ظن ، شك ، وهم ) .
3 - غير مكلّف ( غير بالغ ، نائم ، مجنون ، سكران ) .
4 - اضطرار ، اكراه و اجبار .
104 ادامهء مسئلهء 3 . . . . . 4 / 2 / 80
تعريف وطى به شبهه :
مرحوم صاحب جواهر از افراد مختلف براى وطى به شبهه سه تعريف نقل مىكند :
تعريف اوّل :
انّه ( وطى به شبهه ) الوطء الذي ليس بمستحقّ فى نفس الامر مع اعتقاد فاعله الاستحقاق او صدوره عنه بجهالة مغتفرةٍ فى الشرع ( جاهل قاصر ) او مع ارتفاع التكليف ( مكره ، نائم ، مجنون ، مضطر ) بسبب غير محرّم ( سكران عن عمد ) « 1 » .
تعريف دوم :
انّه الوطء الذي ليس به مستحق مع ظن الاستحقاق « 2 » ( كه تمام احكام ظن را ظاهراً شامل مىشود ، امّا مواردى مثل اجبار و اضطرار و اكراه و نائم داخل در مسأله نيست ) .
تعريف سوم :
الوطء الّذى ليس بمستحقّ مع عدم العلم بالتحريم « 3 » ( عدم العلم ، شك و وهم را هم شامل مىشود ) .
اين تعاريف بعضى ظن و بعضى عدم العلم و بعضى تمام موارد را شامل مىشود . در برابر تمام اين تعاريف سؤالى مطرح است . مأخذ اين تعاريف كجاست ؟
آيا معنى لغوى شبهه است يا معنى شرعى ؟ اينها ادّعاهائى بدون دليل است و عقيدهء ما اين است كه از راه خوبى به مسئلهء وطى به شبهه وارد نشدهاند . كلمهء وطى به شبهه در هيچ روايتى نيست بلكه در معاقد اجماعات است ، و بيان خواهيم كرد كه ظاهراً اجماع مدركى است و به درد ما نمىخورد ، البتّه حديث مرسلهاى كه در آن لفظ وطى به شبهه آمده است و فقط دو مورد از ده مورد را شامل مىشود ، وجود دارد :
* و رواه علي بن ابراهيم في تفسيره مرسلًا الّا انّه قال : ستّة نفر ،
شش نفر را نزد عمر بردند ، عمر دستور داد كه همه را حد بزنند ، على عليه السلام حاضر بود و فرمود كه اين حد درست نيست و دستور داد
هامش
( 1 ) جواهر ، ج 29 ، ص 244 .
( 2 ) جواهر ، ج 29 ، ص 248 .
( 3 ) جواهر ، ج 29 ، ص 248 .