منقرض نشده بودند ، و بقاياى نسلهاى پيشين با فرزندان آدم ازدواج كردند و ازدواج از اينجا سر گرفت .
بررسى نظريّات :
طرفداران نظريّهء اوّل براى اثبات مدّعاى خود به آيات قرآن و روايات استدلال مىكنند :
آيات :
آيهء اوّل :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا »
« 1 » منظور از
« ذَكَرٍ وَ أُنْثى »
در آيه با توجه به قرائن ، آدم و حوّا است و « شعوب » و قبائل ديگر از اين آدم و حوّا بوده است و ظاهر آيه نشان مىدهد كه پاى نسلهاى ديگر يا حوريّه و جن در كار نيست ، زيرا خلاف ظاهر آيه است .
آيهء دوم :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
( آدم )
وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها
( منها حال آيا از دندهء آدم يا از باقيماندهء گِل آدم )
وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً .
« 2 »
« بَثَّ » به معنى « منتشر ساخت » مىباشد ، پس نسلها در طبقات مختلف از آدم و حوا بوجود آمده است ، يعنى تمام فرزندان آدم از يك پدر و مادر بودهاند و اگر پاى ثالثى در كار بود ، قرآن آن را مىفرمود ، پس ظهور بدوى اين است كه نكاحى بين فرزندان آدم انجام شده است .
ان قلت : شايد منظور آيه ، فرزندان خود آدم است ( فرزندان بلافصل آدم ) چون در روايتى داريم كه حضرت آدم عليه السلام بيست پسر و بيست دختر داشته است .
قلنا :
اوّلًا : اينكه فرزندان آدم زياد بوده ثابت نيست و حتّى از برخى روايات استفاده مىشود كه فرزندان آدم ، چهار يا هشت تا بوده است .
ثانياً : با هدف آيهء سازگار نيست چون هدف اين آيه همان هدف آيهء سورهء حجرات است كه مىگفت همهء شما از نفس واحدى هستيد و فضيلت شما به تقوى است ، اگر اين دو آيه را شبيه هم بدانيم و هر دو يك هدف داشته باشند روشن مىشود كه رجال و نساء اشاره به فرزندان بلافصل و مع الفصل حضرت آدم است .
101 ادامهء مسئلهء 2 . . . . . 1 / 2 / 80
روايات :
رواياتى هم در اين زمينه نقل شده است كه فرزندان آدم با هم ازدواج كردهاند و تحريم بعداً نازل شده است ، و عمدتاً دو روايت است ( قرب الاسناد و احتجاج )
* . . . عن البزنطي قال سألت الرضا عليه السلام عن الناس : كيف تناسلوا من آدم عليه السلام ؟ فقال : حملت حوّاء ، هابيل و اختاً له فى بطنٍ ، ثم حملت فى البطن الثاني قابيل و اختاً له فى بطن ، فزوّج هابيل التي مع قابيل و تزوّج قابيل التي مع هابيل ، ثم حدث التحريم بعد ذلك « 3 » .
* عن الثمالى قال : سمعت على بن الحسين عليه السلام يحدّث رجلًا من قريش قال : . . . فوُلِد له
( اىّ لآدم )
فى كل بطنٍ ذكرٌ و انثى ، فأوّل بطنٍ ولدتْ حوّاء هابيل و معه جارية يقال لها اقليما ، قال : و ولدت فى البطن الثانى ، قابيل و معه جارية يقال لها لوزا ، و كانت لوزا اجمل بنات آدم . . .
در ادامه مىفرمايد كه اينها بزرگ شدند و موقع ازدواجشان رسيد ، و آدم عليه السلام ترسيد كه فتنهاى برپا شود ، چون همزاد قابيل زيبا بود و قابيل نمىخواست او را از دست بدهد ، آدم عليه السلام تصميم به قرعه گرفت ، ( معناى قرعه اين است كه حتّى اگر همزاد هر يك هم ، قرعه به نام او در مىآمد به او داده مىشد ) ، طبق قرعه همزاد قابيل به نام هابيل درآمد ( يكى از عوامل حسادت قابيل هم همين مورد عنوان شده است ) .
قال : فخرج سهم هابيل على لوزا اخت قابيل و سهم قابيل على اقليما اخت هابيل ، قال : فزوّجها على ما خرج لهما من عند اللَّه
( نشان مىدهد كه قرعه در بسيارى از موارد كاشفيّت دارد )
، قال : ثمّ حرّم اللَّه نكاح الاخوات بعد ذلك ، فقال له القُرشى فاولداهما ؟ قال : نعم ، فقال القُرَشى : فهذا فعل المجوس اليوم ، قال :
فقال على بن الحسين عليه السلام : انّ المجوس ، انّما فعلوا ذلك بعد التحريم من اللَّه . ثمّ قال على بن الحسين عليه السلام : لا تُنكِر هذا أ ليس اللَّه قد خلق زوجة آدم منه ثم احلّها له ؟ فكان ذلك شريعةً من شرائعهم ، ثم انزل اللَّه التحريم بعد ذلك « 4 » .
مرحوم علّامهء مجلسى بعد از نقل اين دو روايت مىفرمايد :
بيانٌ : « هذان الخبران محمولان على التقيّة لاشتهار ذلك بين العامّة » .
در مستدرك هم روايتى به همين مضامين موجود است .
مرحوم علّامهء طباطبائى ذيل آيهء مورد بحث مىفرمايد :
« اقول و هذا الّذي ورد في الحديث هو الموافق لظاهر الكتاب و الاعتبار ( دليل عقل يعنى كأنّ حوريّه و جن تناسبى با انسان ندارد كه بتوانند با انسان ازدواج كنند ) و هناك روايات اخر تعارضها و هى
هامش
( 1 ) آيهء 13 ، سورهء حجرات .
( 2 ) آيهء 1 ، سورهء نساء .
( 3 ) بحار ، ج 11 ، ص 226 ، ح 5 .
( 4 ) بحار ، ج 11 ، ص 225 ، ح 4 .