تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
خوب است ولى مشكل دارد و آن اين است كه اخصّ از مطلوب است ( يعنى اخص از نگاه است ) و تمام مقصود را نمىرساند يعنى فقط در موردى است كه زن بر بچّهء غير مميّز ظاهر مىشود و در مورد نگاه مرد به دختربچّهء غير مميّز و نگاه زن به آن بچّه بحث نشده است ، پس اين دليل اخصّ از مدّعاست .

2 - انصراف آيهء « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا . . . »

« 1 » و آيات حجاب : « 2 » اين دليل شاملتر و قويتر از دليل قبلى است . جمع‌بندى : تا اينجا مسئلهء اولى را تمام كرديم يعنى نگاه غير مميّز به زن و نگاه زن به او و نگاه كردن مرد به دختر غير مميّز و نگاه كردن دختر غير مميّز به مرد اشكالى ندارد ( جز در صورتى كه ريبه باشد ) و دليل ما هم آيه‌اى از سورهء نور و انصراف اطلاقات ادلّه از غير مميّز بود . 42 ادامهء مسائل 26 - 24 . . . . . 30 / 8 / 78

2 - صبى مميّز :

ادلّه :

در مورد مميّز هم آيات و هم روايات ( بخلاف غير مميّز ) داريم و همان گونه كه گفتيم دو صورت دارد :

الف ) بدون هيجان شهوت ( عدم ثوران الشهوت ) :

در اين صورت مسأله داراى دو قول است ، عدّه‌اى قائل به عدم جواز شده‌اند و معتقدند زن خودش را در مقابل مميّز منكشف نكند و مثل بالغ با او رفتار كند .

دليل بر عدم جواز : آيهء « . . . أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ »

« 3 » اين آيه يك مفهوم و يك منطوق دارد ، منطوق آيه در مورد طفل غير مميّز ، و مفهومش در مورد مميّز است . ان قلت : اين از قبيل مفهوم وصف است و مفهوم وصف حجّت نمىباشد .

بحث اصولى :

در علم اصول بحث است كه آيا مفهوم وصف حجّت است يا نه ؟ ما معتقديم تمام قيودى كه در مقام احتراز هستند يعنى براى خارج كردن بعضى از افراد موضوع مىباشند ( نه قيد توضيحى ) مفهوم دارند . « 4 » قلنا : آيه در مقام احتراز است و مفهوم دارد يعنى مىگويد طفل در مقام ابداء زينت مستثنى است ، منتهى مقيد به اين كه
« لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ »
و اگر « يظهروا على عورات النساء » باشد جايز نيست كه نشان دهند و ظاهراً دليل خوبى است .

دليل بر جواز : آيهء 58 سورهء نور

در سورهء نور دو آيه داريم كه بيان استيذان مىكند ، حكمى كه در ميان مسلمانها كمتر عمل مىشود با اينكه صريح قرآن است . قرآن دستور مىدهد كه در سه زمان بچّه‌هاى نابالغ وقتى مىخواهند وارد شوند بايد اجازه بگيرند و در غير اين سه زمان آزاد هستند ، امّا بچّه‌هاى بالغ هر زمان وارد جايگاه خصوصى پدر و مادر مىشوند بايد اجازه بگيرند .
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ
( قبل از نماز صبح )
وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ
( بعد از ظهر )
وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ
( موقع خواب )
ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ
( اين سه زمان است كه بايد وقت و جاى شما محرمانه حساب شود )
لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ
( غير از اين سه وقت )
طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ * وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ
( بالغ شدند )
فَلْيَسْتَأْذِنُوا
( مطلقاً اجازه بگيرند كه در اينجا بيشتر به نامحرم مىخورد چون پسر خودش هر دقيقه نمىتواند اجازه بگيرد )
كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
( اجازه گرفتن در هنگام ورود بر پدر و مادر در اقوام گذشته هم بوده و از آداب دينى و انسانى است )
كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ » .
« 5 » در اين سه مورد ممكن است زن و شوهر در حالتى باشند كه با بودن بچّه‌ها مناسبت ندارد و در غير از اين سه مورد به بچّه‌هاى نابالغ آزادى داده شده است . نكتهء اوّل : بچه‌هائى هستند كه سنّشان نسبتاً بالاست و معنى اجازه گرفتن را مىفهمند ، پس آيهء اوّل چيزى بالاتر است يعنى بچّه‌هائى را شامل مىتوان آنها را وادار به اجازه گرفتن كرد .
هامش
( 1 ) آيهء 30 ، سورهء نور . ( 2 ) آيهء 31 ، سورهء نور و آيهء 59 ، سورهء احزاب . ( 3 ) آيهء 31 ، سورهء نور . ( 4 ) انوار الاصول ، ج 2 ، ص 52 . ( 5 ) آيهء 59 - 58 ، سورهء نور .