در اين باب 9 روايت است و ما فقط اين روايت را انتخاب كرديم چون تمام روايات در مورد نظر ولى بحث ما در حجاب است ، اين روايت مىگويد « لا يحل للمرأة . . . » بر زن حلال نيست كه غلامش او را ببيند ( اين روايت در مورد وظيفهء زن است ) .
جمعبندى :
از مجموع بحثها در اين 7 طايفه روشن مىشود كه ما روايات زيادى در حد تواتر داريم كه دلالت مىكند كه حجاب لازم بوده است . و غالب اين روايات دلالتش دلالت التزامى بود و ما معتقديم كه دلالت التزامى در اينجا از دلالت مطابقى بهتر است ، چون اصل وجوب را مسلّم مىگيرد . پس حجاب امر مسلّم و مفروغ عنه بوده و سؤال از فروع آن شده است حال اگر اين روايات به آيات و به ضرورت دين ( مسأله از ضروريات دين است ) ضميمه شود حكم وجوب حجاب بر زنان با أبلغ البيان و أتمّ البرهان ثابت مىشود و جاى گفتگو ندارد كه بعضى مىگويند حجاب در زمان ائمّه و پيامبر نبوده و در زمان صفويّه پيدا شده است ، هذا كلّه بالنسبة الى النساء .
ب ) حجاب مردان :
امّا در مورد حجاب مردان عبارت امام ( ره ) اين بود . . . و لا يجب على الرجال التَّستر و ان كان يحرم على النّساء النّظر اليهم .
اقوال :
در كلمات فقها مطلب چندانى بر عدم وجوب حجاب بر رجال وجود ندارد ولى از لابلاى بحثها به دلالت التزامى شايد چيزهائى استفاده شود ، فقط مرحوم آقاى حكيم با صراحت بحث كرده و مىفرمايد :
يظهر من كلماتهم انّه من القطعيات ( عدم وجوب حجاب مردان از قطعيات است ) عند جميع المسلمين و ينبغي ان يكون كذلك ( سزاوار است كه قطعى باشد ) فقد استقرّت السيرة القطعيّة عليه ، بل تمكن دعوى الضرورة عليه « 1 » ( همان طورى كه وجوب حجاب بر زنان ضرورى بود عدم حجاب بر مردان جزء ضروريات است ) .
حجاب مردان آيه و روايت ندارد به همين دليل عدّهاى از فقها كه متعرّض اين مسأله شدهاند معتقدند كه « لا يجب على الرجال التستر » .
ادلّهء بر عدم وجوب تستر مردان
1 - سيرهء قطعيّه :
اين مسأله در كلام مرحوم آقاى حكيم بيان شد حتّى ايشان ادّعاى ضرورت هم نمودند .
جواب از سيره :
در جواب آقاى حكيم بر اين مطلب كه مىفرمايند سيره قطعيه بر اين است كه حجاب مردان لازم نيست از ايشان سؤال مىكنيم كه سيره تا چه اندازه است ؟ اگر مراد صورت دستها ، گردن ، كمى از سينه ، ذراعين ، قدمين و كمى از ساق پاها باشد ، سابقاً بيان شد كه اينها نه تنها وجوب تستّر ندارد بلكه جواز نظر هم دارد ( اگر قصد تلذّذ و ريبه نباشد ) پس اين موارد را كنار مىگذاريم ، آيا در بقيّه هم سيره جارى شده است ؟ آيا سيره داريم كه مرد برهنه و فقط با يك شورت در ملاء عام ظاهر شود ؟ كدام سيره است كه چنين اجازه دهد ؟ پس سيره در همان حدّى است كه گفته شد و نسبت به عريان شدن سيره نداريم . در صدر اسلام هم شايد بعضى از مسلمانان پيراهن نداشتند كه بپوشند امّا بعدها كه وضع مسلمانان بهتر شد نشنيدهايم كه كسى برهنه باشد ، پس سيره را نپذيرفتيم .
2 - مقتضاى اصل :
اصل در مسأله برائت و عدم وجوب تستّر است و كسى كه ادّعاى وجوب حجاب مىكند بايد اقامهء دليل و برهان كند بنابراين در اينجا بين وظيفهء زن و مرد تفكيك مىشود به زن مىگويد نگاه نكن و به مرد مىگويد كه تستّر واجب نيست .
جواب از اصل :
ما مىخواهيم ادّعا كنيم كه بر خلاف اين اصل دليل داريم يعنى بگوييم همان گونه كه نگاه كردن زنان اجانب به مردان حرام است بر مردان هم تستّر واجب است .
ادله وجوب تستر مردان :
اگر بدن مرد در معرض ديد زنان باشد ( غير از موارد استثنا شده ) به عنوان ثانوى مىتوان حكم به حرمت كرد كه دو عنوان ثانوى را بيان مىكنيم :
1 - اعانت بر اثم :
شكى نيست كه اگر مرد پيراهن نپوشد و در كوچه و بازار ظاهر شود ، زنان بر بدن او نگاه مىكنند و نگاه زنان حرام است پس عريان بودن او اعانت بر حرام است و حرام خواهد بود .
ان قلت : مرحوم آقاى حكيم مىفرمايند كه در اعانت قصد لازم است ( غير از آقاى حكيم فقهاى ديگر هم در بحث « اعانت ظلمه » در مكاسب محرّمه مىفرمايند كه اعانت قصد مىخواهد ) به اين معنى كه اعانت بر چيزى توقّف بر قصد
هامش
( 1 ) مستمسك ، ج 1 ، ص 59 ذيل مسئلهء 51 .