ادلّه :
اين مسأله سه دليل عمده دارد :
1 - ضرورت :
اين دليل غير از اجماع است . مسئلهء حجاب از مسلّمات و واجبات بلكه از ضروريّات دين اسلام است ، مخصوصاً در زمان ما همهء كسانى كه با مسلمانان معاشرت دارند فهميدهاند كه يكى از برنامههاى تمام فِرَق مسلمين حجاب است كه كم كم به يك شعار تبديل شده و به آن پايبند هستند و به همين دليل است كه از آن وحشت دارند .
2 - آيات :
حد اقل شش آيه ( ممكن است بعضى از آنها يك آيه باشد كه چند جملهء مستقل دارد و هر كدام جداگانه دلالت دارد ) بر اين مسأله دلالت دارد :
الف ) آيهء « وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » .
« 1 »
آيه مىفرمايد « زنان زينت خود را ظاهر نكنند مگر مقدارى كه آشكار است ( وجه و كفّين ) » وقتى آشكار كردن زينتها جايز نباشد به طريق اولى نبايد محلّ زينت را آشكار كنند . بعضى معتقدند كه اصلًا در آيه مراد محلّ زينت است ، ولى ما مىگوئيم هر دو مراد است پس فى الجمله آيه دستور به حجاب داده است .
ب ) آيهء « وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ » .
« 2 »
مىفرمايد « بايد زنان دنبالههاى روسرى خود را روى سينه و گلوى خود بيندازند و آن را بپوشانند » تفسير اين جمله سابقاً بيان شد كه اين آيه به دلالت مطابقى پوشش مقدارى از سينه و گردن را شامل مىشود كه در اين صورت بقيّهء بدن بايد به طريق اولى پوشانده شود .
ج ) آيهء « وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ »
« 3 » .
زينت باطنه فقط مربوط به محارم است و آشكار كردن آن بر غير محارم جايز نيست .
د ) آيهء « وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ »
« 4 » .
زنان عرب چيزى به نام خلخال به پاهاى خود مىبستند كه به آن زنگولهاى وصل بود و شايد فلسفهاش اين بود كه حيوانات فرار كنند و تدريجاً به يك وسيلهء زينتى تبديل شد كه از زينتهاى باطنه بود ، گاهى بعضى از زنان در مقابل بعضى از مردان هوسباز پاهاى خود را محكم به زمين مىزدند و صداى خلخال بلند مىشد و اين صدا وسوسهانگيز بود و افرادى كه اهل ريبه بودند به ساق پاى آنها نگاه مىكردند ، قرآن براى رعايت عفّت فرمود كه پاها را محكم به زمين نزنند .
ظاهر اين آيه حرمت است ، چون نهى ظهور در حرمت دارد وقتى اين كار حرام باشد به طريق اولى ( قياسى اولويت ) نشان دادن خود خلخال و ساق پا حرام خواهد بود .
37 ادامهء مسئلهء 23 . . . . . 23 / 8 / 78
ه ) آيهء [ وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ . . . ]
« وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » .
« 5 »
در ميان فقها و مفسرين در اين آيه دو كلمه محلّ بحث است .
1 - مراد از
« الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ »
چه كسى است ؟
گاهى گفته شده منظور كسانى هستند كه « يَئسنَ من الحيض » و گاهى گفته شده كه منظور آنهايى هستند كه ديگر اميدى براى نكاحشان نيست « لا يرغب فيهنّ أحدٌ » با اينكه آيه خودش توضيح داده نبايد در آيه اختلاف كرد ، چون خود آيه مىفرمايد
« اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً »
و منظور از اينكه اميد به نكاح ندارند به جهت غلبه است و هميشه بستگى به سنّ و سال ندارد .
2 - مراد از « ثياب » چيست كه هم در روايات و هم در كلام مفسّرين و فقها آمده است ؟
از بعضى كلمات استفاده مىشود كه مراد « خِمار » ( روسرى ) و « جلباب » ( چادر ) است . از قرائن استفاده مىشود كه زنان يك روسرى به نام خمار و يك چادرى به نام جلباب داشتند كه خمار موها و مقدارى از سينه را مىپوشانده ولى ذراعين را نمىپوشانده و جلباب براى پوشاندن آنها بوده است . حال آيا اين زنانِ قواعد جلباب را بر دارند يا خمار و يا هر دو را در اينجا بحث است و روايات هم مختلف است .
« ثياب » و « قواعد » به اى معناً كان ، اين آيه مفهوم دارد ، چون مىفرمايد : كم كردن حجاب براى قواعد از نسائى كه لا يرجون نكاحاً اشكالى ندارد و معنىاش اين است كه زنان غير قواعد
هامش
( 1 ) آيهء 31 ، سورهء نور .
( 2 ) آيهء 31 ، سورهء نور .
( 3 ) آيهء 31 ، سورهء نور .
( 4 ) آيهء 21 ، سورهء نور .
( 5 ) آيهء 60 ، سورهء نور .