تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
استراحتگاهى تابستانى تبليغ مىكنند ، بر جنبه‌هاى دلربايش مبالغه مىنمايند و از عيب‌هاى آن چيزى نمىگويند . يا دروغ مىگويند . عكس‌ها و يا تصويرهايى را ماهرانه جا مىدهند ، به گونه‌اى كه باغچه‌ها و ساختمان‌ها بزرگ‌تر و باشكوه‌تر از آنچه هست ، نشان داده شود و باز هم دروغ مىگويند . صدمهء آن ، فقط اين نيست كه اينها دروغ‌گو شده‌اند ، بلكه اين است كه حسّ صداقت و شرافت در كلّ جامعه زير پا گذاشته شده و تا اندازهء زيادى نابود شده است و نتيجهء آن ، سطح نازل اخلاق بازرگانى است » . « 1 » در بيست سال اخير ، سازمان‌هاى تبليغاتى دريافته‌اند كه با توسّل به ظاهرپرستى ، مىتوانند انواع كالاهايى را كه در واقع نيازى به آنها ندارند به شما بفروشند . سازمان‌هاى تبليغاتى غرورهاى طبيعى و جزيى را تبديل به اضطراب‌هاى عميقى مىكنند تا بتوانند از آنها سود ببرند و كالاهاى مورد نظر خود را به شما بفروشند . « 2 » توجه به آمارهايى كه دربارهء هزينه‌هاى تبليغات ذكر مىشود ، اين حقيقت را روشن مىكند كه امروز مردم جهان ثروت فراوانى را بابت تبليغات دروغين سودجويان مىپردازند و ناخودآگاه اسير تبليغات فريبنده شركت‌هاى تجارىاند . « طبق آمار ، در سال 1984 ميلادى شركت‌هاى فرامليتى حدود 150 ميليارد دلار براى فروش محصولات و خدمات خود ، خرج تبليغات و هزينهء بازاريابى كرده‌اند و اين رقم در سال‌هاى بعد روندى صعودى داشته است . از طرف ديگر ، پر واضح است كه سرمايه‌گذار دنبال سود مىرود و از تبليغ كالاها سود سرشارى به چنگ مىآورد ، زيرا هزينه و سود پيش‌بينى شده را جمعاً به هزينهء تمام شده اضافه كرده و زمانى كه بازار تقاضا پا گرفت و هجوم مصرف‌كنندگان آغاز شد ، اين هزينه‌هاى گزاف تماماً از مصرف كنندگان گرفته مىشود » . « 3 » همچنين در سال 2001 ، مجموع هزينه‌هاى تبليغاتى « جنرال موتورز » بالغ بر 14 / 2 ميليارد دلار بود و در سال 2004 مجموع هزينه‌هاى تبليغاتى شركت مايكروسافت بالغ بر 25 / 1 ميليارد دلار و شركت سونى 01 / 1 ميليارد دلار بوده است و همچنان هزينه‌هاى تبليغاتى در دنيا به شدّت در حال افزايش است . « 4 » مطابق آمارهاى تازه ، هزينهء تبليغات در سطح جهان ، بيش از 400 ميليارد دلار است . از اين ميان آمريكا با حدود 50 درصد ، بالاترين سهم ؛ و كشورهاى در حال توسعه با كمتر از 20 درصد ، كمترين سهم را به خود اختصاص داده‌اند . « 5 » مىدانيم كه شركت‌ها براى فروش كالاهاى خود و ترغيب مردم به خريد بيشتر و ايجاد ميل شديد نسبت به كالاى مورد نظر ، از روانشناس ، جامعه‌شناس ، نيروهاى تبليغاتى قوى ، موسيقى ، فيلم و شگردهاى تلويزيونى استفاده مىكنند . طبيعى است كه همهء اين موارد هزينه‌بَر خواهد بود و از پيامدهاى قطعى آن ، تأثيرگذارى بر فكر و انديشهء مخاطب ، گرفتن حق انتخاب از مردم در محيط آرام و عقلانى و ترويج مصرف‌زدگى است . مردم در اين ميان گاه براى كالاهايى پول مىدهند كه مورد نيازشان نيست و تنها تحت تأثير هيجان‌هاى ناشى از تبليغات به آن روى آورند . و حتى گاه سراغ كالاهايى ( همانند برخى از خوراكىها ) مىروند كه براى آنان زيانبار است . همهء موارد فوق ، با انديشهء سرمايه‌دارى كه مقصد اعلاى آن سود بيشتر است ( از هر طريقى كه باشد ) هماهنگ است و اين آلودگى متأسفانه دامن كشورهاى پيرو را نيز گرفته و آنان را - تا اندازه‌اى - از انديشيدن به توليد و خريد كالاهاى اساسى و سرمايه‌اى و مورد نياز بازداشته است . درست است كه گاهى تبليغات باعث افزايش توليد مىشود و اين افزايش توليد ، گاه سبب پايين آمدن قيمت‌ها مىگردد ، زيرا هميشه افزايش انبوه هزينهء كمترى را مىطلبد . ولى مىدانيم بسيارى از تبليغات تجارى كنونى در اين دايره نمىگنجد ، بلكه تبليغات كاذبى است كه به مصرف‌گرايى دعوت مىكند و يا تبليغ از كالاهايى است كه واقعاً زيانبار
هامش
( 1 ) . ر . ك : تمدن مادّىگرايانهء ما غربىها ، ص 99 - / 100 . ( 2 ) . ر . ك : سايت باشگاه انديشه ، فصلنامهء سنجشى و پژوهشى ، ش 29 ، بهار 1381 ، ص 118 . ( 3 ) . گزيدهء مسائل اقتصادى - اجتماعى ، شمارهء 1364 ، ص 45 . ( 4 ) . ر . ك : مجلهء دانشكده علوم ادارى و اقتصادى ، سال نوزدهم ، شمارهء 2 ، سال 1386 ، ص 150 . ( 5 ) . ر . ك : سايت باشگاه انديشه ، فصلنامهء سنجشى و پژوهشى ، ش 29 ، بهار 1381 ، ص 115 .