با اين مقدّمه ، چالشها و مشكلات فراروى كشورهاى جهان كه بر اساس سيستم سرمايهدارى و منهاى اخلاق و معنويت حركت مىكنند ، بررسى مىشود :
1 . افزايش فقر و انباشت ثروت ( شكاف طبقاتى )
از مهمترين پىآمدهاى نظام سرمايهدارى كه بر اساس بازار آزاد و رقابت كامل و سودجويى بيشتر بنا نهاده شده ، شكاف طبقاتى است . آمارها نشان مىدهد بهرهكشى نوين بر رنج فقرا افزوده و ثروتهاى عمده جهان را در اختيار گروه خاصى قرار داده است .
انباشت ثروت در دست عدّهاى خاص و كشورى خاص در مقياس كنونى شگفتآور و باور نكردنى است ؛ آمار به ما مىگويد :
« ميلياردرها در آمريكا با حدود 450 عضو ، ثروتى حدود 60 درصد ثروت جمعيت مردم دنيا را دارا هستند . ثروت خصوصى خانوادهء والتون در شمال غربى آركانزاس ( از ايالتهاى آمريكا ) 85 ميليارد دلار است . اين مبلغ بيش از دو برابر توليد ناخالص داخلى بنگلادش مىشود ؛ كشورى كه 127 ميليون نفر جمعيت دارد » . « 1 »
همچنين در آمريكا كه ثروتمندترين كشور جهان است ، در سال 1993 ، يك پنجم از ثروتمندترين افراد آمريكا ، 44 درصد درآمدها را دريافت كردند ؛ در صورتى كه سه پنجم فقيرترين افراد ، تنها توانستند 30 درصد كلّ درآمدها را به دست آورند .
طبق يك برآورد بر پايهء اطلاعات « فدرال رزرو » ( بانك مركزى آمريكا ) در سال 1990 ، ارزش خالص ثروت يك درصد بالاى جمعيت آمريكا ، بيشتر از ارزش خالص ثروت 90 درصد پايين جمعيت بود . جالب اينكه دارايى ده خانوادهء ثروتمند آمريكايى روى هم ، نزديك به 150 ميليارد دلار است كه برابر با كلّ ثروت يك ميليون خانوار متوسط ( نه فقير ) آمريكايى است . « 2 »
ازاينرو لئونارد سيلك (
kliS dranoeL
) مىنويسد : « اگر رشد اقتصادى و بازار آزاد تنها راه حلّ جامع براى فقر باشد ، اقتصاددانان خواهند پرسيد ، چرا فقر در آمريكا در طىّ دو دههء اخير بدتر شده است » . « 3 »
در سال 1996 نرخ فقر در آمريكا 7 / 13 درصد ؛ يعنى 5 / 36 ميليون نفر بود و در پايان سال 1997 گرسنگى و بىخانمانى عملًا افزايش يافته است . « 4 »
اين ارقام وحشتناك نشان مىدهد كه تا چه حدّ اقتصاد كنونى جهان بيمار و تا چه اندازه موجب فاصلهء طبقاتى است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : جهانى سازى فقر و نظم نوين جهانى ، ص 42 .
( 2 ) . ده پرسش از ديدگاه جامعهشناسى ، جوئل شارون ، ترجمهء منوچهر صبورى ، ص 101 .
( 3 ) . اسلام و چالش اقتصادى ، ص 491 .
( 4 ) . بحران در اقتصاد جهانى ، ص 29 ؛ جهانىسازى فقر و نظم نوين جهانى ، ص 84 .