اقتصاد جهانى در ميان بنبستها و چالشها
مقدّمه : دورنماى وحشتناك
بيش از دويست سال است كه از نظريهء اقتصادى بنيانگذار مكتب اقتصاد كلاسيك « 1 » كه بر اساس بازار آزاد پايهگذارى شده است ، مىگذرد ، « 2 » هر چند در اين مدت فرضيههاى ديگرى در جهان سرمايهدارى عرضه شده ، ولى همهء اين نظريات بر مبناى بازار آزاد و « دستگاه سود و نفع شخصى » استوار است . در اين نظريه « يگانه مسئوليت اجتماعى انسان آن است كه سودش را افزايش دهد » « 3 » و با افتخار اعلام مىشود : « اصل اوليّهء علم اقتصاد اين است كه انگيزهء هر عامل ( فعّال اقتصادى ) ، فقط سود شخصى است » . « 4 » .
اقتصاد غرب كه با بيرون راندن اخلاق و دين مسيحيت در عرصهء فعاليتها آغاز شد ، به شك دربارهء خدا و مخالفت با حضور خداوند در عرصههاى اجتماعى از جمله اقتصاد انجاميد . آنها خداوند را « سازندهء ساعتى » مىپنداشتند كه وجودش براى آغاز حركت « ماشين جهانى نيوتن » و براى تضمين حركت عادى آن ضرورت دارد ، بدون اينكه در كار آن دخالتى داشته باشد .
وقتى در مورد خداوند ترديد باشد و يا خدا اهميتى در زندگى بشر نداشته باشد ، ديگر فرصتى براى زندگى پس از مرگ و يا توقف در جايگاه محاسبه در مقابل خداوند باقى نمىماند . در اين فضا كه براى زندگى ، هدفى نهايى وجود نباشد ، ديگر مجالى براى ارزشهاى والايى كه انسان به سبب آنها زندگى مىكند ، نيست . در اين صورت همه چيز مباح و مجاز شمرده مىشود و همانطور كه « ژان پل سارتر » مىگويد : « آزادى انسانى ، يگانه بنياد ارزشها مىگردد و هيچ نيازى به توجيهات ديگرى براى ارزشهايى كه انسان بر مىگزيند ، نيست » . « 5 »
هامش
( 1 ) . آدام اسميت ( م 1790 ) .
( 2 ) . ر . ك : اقتصاد توسعه يك الگوى جديد ، ص 25 .
( 3 ) .
1 . ، ) 2791 ( ، . 331 .
( 4 ) . 2 . . . ، : ) 1881 ( ، . 61 .
( 5 ) . ر . ك : اسلام و چالش اقتصادى ، ص 55 - / 57 .