اقتصادى و . . . كه همه به نوعى حكايت از اهميت فعاليتهاى اقتصادى و جايگاه بلند آن مىكند ، بسيار گسترده و متنوع است . بخشهايى از آن در مباحث ديگر اين كتاب آمده و در اينجا به بيان چند نكتهء اساسى در اين باره ، بسنده مىشود :
1 . حفظ دين و تقوا با تمكّن مالى
مىدانيم در جهان بينى اسلامى ، بزرگترين ارزش ، تقوا و پرهيز از گناه است و هر چه بر خلاف آن باشد ، ضد ارزش تلقى مىشود . از بعضى روايات استفاده مىشود كه فقر اقتصادى ، عامل بروز ناهنجارىها و آلودگىهاى فردى و اجتماعى است و سرمايه و دارايى ، كمك به تقوا و پرهيزكارى است .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «
نِعْم العون على تقوى اللَّه الغِنى
» . « 1 » امام صادق عليه السلام مىفرمايد : «
لاتدع طلب
الرزق مِن حلّه فإنّه عون لك على دينك
؛ كسب روزى حلال را ( هرگز ) ترك مكن ، زيرا كه آن بهترين ياور دين تو است » . « 2 »
در روايتى مىخوانيم : «
كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله إذا نظر إلى الرجل فأعجبه قال له : هل له حِرفة ؟ فإن قالوا : لا ، قال : سقط من عيني ، قيل : وكيف ذاك يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ؟
قال : لأنّ المؤمن إذا لم يكن له حِرفة يعيش بدينه
؛ رسول خدا هر وقت به مردى نگاه مىكرد و نظرش را جلب مىنمود ، مىپرسيد : آيا كسب و كار ( ممرّ درآمدى ) دارد ؟ اگر پاسخ منفى بود ، مىفرمود : از چشمم افتاد . به آن حضرت گفته شد : چرا ؟
مىفرمود : وقتى مؤمن منبع درآمدى نداشته باشد با دين فروشى ارتزاق مىكند » . « 3 »
2 . پايههاى اصلى دين و دنيا
اميرمؤمنان على عليه السلام وجود سرمايهدار مولّد را در جامعهء اسلامى ، يكى از اركان اصلى زندگى مادى و معنوى مردم بر مىشمرد و مىفرمايد : «
قوامُ الدين والدنيا بأربعة ، عالمٍ مُستَعْمِل علمَه . . . وجوادٍ لايَبْخَلُ بمعروفِهِ
؛ پايهء دين و دنياى ( مردم ) بر چهار چيز استوار است ، عالمى كه به علم خود عمل كند . . .
سخاوتمندى كه از احسان و نيكى بخل نورزد » . « 4 »
در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : «
احتفظ به مالك ، فإنّه قوام دينك
؛ در حفظ مالت بكوش ، زيرا آن قوام بخش دين تو است » . « 5 »
3 . توصيه به تحصيل مال حتى در شرايط بحرانى
اسلام ، براى كار و تلاش در راستاى سازندگى و درآمدزايى ، محدوديتى از حيث زمان ، مكان و اشخاص قائل نشده است ، و همانگونه كه گذشت حتى در سفر معنوى حج ، تلاش جهت كسب منافع مادى و اقتصادى را بى مانع شمرده است ، و روزهاى بحرانى جنگ را نيز مجوزى براى ترك تلاش
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 71 .
( 2 ) . امالى طوسى ، ص 193 ، ح 326 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 100 ، ص 9 ، ح 38 ، و ر . ك : كنزالعمال ، ج 4 ، ص 123 ، ح 9859 ، از عمر .
( 4 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، ش 372 .
( 5 ) . وسائلالشيعة ، ج 4 ، ص 1160 ، ح 8915 .