گفتار اوّل : جايگاه مال و ثروت از منظر قرآن
1 . قوام جامعه
دقت و ژرف انديشى در تعبيرات قرآن در مسائل اقتصادى نشان مىدهد كه در نگاه دين ، اقتصاد از جايگاه ويژه و اولويت خاصى برخوردار است به گونهاى كه از برخى از آيات استفاده مىشود افراد و جوامع بشرى چنان متكى به توانمندى اقتصادىاند كه قوام و دوام امور فردى و اجتماعى آنها در گرو آن است .
در سورهء نساء مىخوانيم : « « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً » ؛ اموال خود را كه خداوند وسيلهء قوام زندگى شما قرار داده ، به دست سفيهان نسپاريد » . « 1 »
نكتهء قابل توجه در اين آيه آن است كه حتّى اگر مال ، متعلق به شخص سفيه است ، تا وقتى وى به رشد كامل نرسيده است حق جامعه ايجاب مىكند كه مال و ثروت را مستقيماً به دست او ندهند ، چرا كه از ديدگاه اسلام ، همهء افراد جامعه به منزلهء اعضاى يك پيكرند ، به گونهاى كه مصلحت و منفعت فرد نمىتواند از منافع ديگران جدا باشد . چنانكه زيان يك فرد نيز نمىتواند از زيان جامعه جدا باشد . « 2 »
شايد به همين جهت به جاى آنكه ضمير غائب به كار رود كه « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَهُمُ » ضمير مخاطب به كار رفته است : « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ » .
گرچه سياق اين آيه و آيات بعد دربارهء يتيمان است ولى از يك نظر مىتوان حكم كلىتر و عمومىترى از آن استفاده كرد و آن اينكه انسان نبايد در هيچ حال و در هيچ مورد ، اموالى را كه تعلّق به عموم جامعه دارد بهدست افراد كم عقل كه رشد كافى و مديريّت لازم ندارند بسپارد ( بهويژه با توجه به اينكه در آيه به « أَمْوَالَكُمُ » تعبير شده است نه « أَمْوَالَهُمُ » كه ضمير آن الزاماً به ايتام بازگردد ) .
گواه بر اين معنا رواياتى است كه در تفسير اين آيه ، از امامان اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است . در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : شخصى به نام ابراهيم بن عبدالحميد از آن امام تفسير جملهء « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ » را پرسيد امام در پاسخ فرمود :
افراد شاربالخمر سفيهاند ، اموالتان را به آنها نسپاريد . « 3 »
در حديث ديگرى نيز آمده است كه شارب الخمر را به عنوان امين امور مالى انتخاب نكنيد . « 4 »
در روايت ديگرى ، سپردن اموال به افرادى كه به دليلى قابل اعتماد نيستند ( و در روايت ، سفيه ناميده شدهاند ، نهى شده است ) امام صادق عليه السلام فرمود :
منظور از سفهاء « مَن لاتثق به » است . « 5 »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 5 .
( 2 ) . ر . ك : الميزان ، ج 4 ، ص 170 ؛ تفسير نمونه ، ج 3 ، ص 269 - / 270 ؛ التفسير المنير ، ج 4 ، ص 248 ؛ تفسير المنار ، ذيل آيه ، ج 4 ، ص 380 . ايشان در تعليل سوم مىآورد : التكافل في الأمّة واعتبار مصلحة كلّ فرد من أفرادها عين مصلحة الآخرين .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 13 ، ص 434 .
( 4 ) . كافى ، ج 5 ، ص 299 .
( 5 ) . وسائل الشيعة ، ج 13 ، ص 434 .