اجازهء پيشواى عادل تصرف كند » . « 1 »
علّامهء حلّى نيز در « تذكرة الفقهاء » تعبير مشابهى دارد ؛ مىگويد : « إنّ المراد بالسّلطان هو الامام او حاكم الشّرع » . « 2 »
شيخ طوسى در كتاب « نهايه » در مورد اجراى حدود نيز چنين مىنويسد : « فأمّا الحدود فليس يجوز لأحد إقامتها إلّا لسلطان الزّمان ؛ اقامهء حدود براى كسى جز سلطان وقت جائز نيست » . « 3 »
امام شافعى ، در كتاب معروف خود الامّ در باب خريدوفروش غير مجازى كه در ميان مردم صورت مىگيرد به مسألهء مراجعه به سلطان عطف توجّه مىكند و رجوع به حكومت ( سلطان ) در جهت احقاق حق ، را توصيه مىنمايد . « 4 »
وهبه زحيلى در كتاب الفقه الاسلامى و ادلّته مىنويسد :
« آنگاه كه اكثريت مسلمانان ، با كسى بيعت كردند ، او واجب الاطاعه مىشود ، زيرا پيامبر اكرم فرمود : « دست خدا با جماعت است » . . . و منشأ اين وجوب آيهء 59 سورهء نساء است كه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
و مراد از اولى الامر حاكمان و دانشمندان هستند ، همانگونه كه مفسّران و صحابه گفتهاند . « 5 »
فصل پنجم : پاسخ به شبهات
گرچه در اينجا مجالى براى ردّ شبهات و پاسخگويى مفصّل شبههها نيست ، ولى ضمن اشاره به برخى از شبههها به پاسخ كوتاه و اجمالى آنها نيز مىپردازيم .
مكتب سكولاريزم :
واژهء سكولار به كسى گفته مىشود كه زندگى و قوانين لازم آن را فقط با ديد دنيوى تفسير و تحليل كند . شايد براى واژهء فوق در زبان فارسى معادلى كه جامعيّت و هويت مفهومى و منطقى آن را بازگو كند نداشته باشيم ، ولى عنوان « جدايى زندگى اجتماعى از دستورات دينى » را تا حدّى مىتوان معادل آن دانست .
به هر حال ، سكولاريزم به « جدايى دين از سياست » ، نظر دارد ؛ به گونهاى كه هيچ يك از آن دو در حوزهء ديگرى حق دخالت نكند ، تلقّى عمومى بر آن است كه سكولاريزم بيشتر به جدايى دين از حوزهء امور اجتماعى و سياست توجّه دارد ، نه عكس آن .
اركان سكولاريزم :
سكولاريزم با توجّه به مبانى نظرى ، داراى اركانى است از جمله :
هامش
( 1 ) . مقنعه ، ص 278 .
( 2 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 592 .
( 3 ) . نهايه ، ص 300 .
( 4 ) . كتاب الام ، ج 5 ، ص 112
( 5 ) . ر . ك : الفقه الاسلامى و ادلّته ، ج 8 ، ص 6206 .