نسائى در سنن كبرى از امير مؤمنان عليه السلام نقل مىكند كه فرمود : رسول گرامى صلى الله عليه و آله در « يوم الانذار » به حضار فرمود :
« يا بني عبد المطلب . . . فأيّكم يبايعنى على أن يكون أخي و صاحبي و وارثي ، فلم يقم إليه أحد فقمت إليه و كنت أصغر القوم ، فقال : اجلس ، ثمّ قال ثلاث مرّات ؛ كلّ ذلك و أقوم إليه ، فيقول اجلس حتى كان في الثالثة ضرب بيده على يدي ثمّ قال : أنت أخي و صاحبي و وارثي و وزيري
؛ اى فرزندان عبد المطلّب كدام يك از شما دست بيعت به من مىدهد ، تا برادر و همدم و وارث من باشد ؟ كسى قيام نكرد و جواب نداد ، پس من برخاستم در حالى كه كمسنترين آن جمعيّت بودم . فرمود : بنشين .
سپس تا سه مرتبه سخنش را تكرار فرمود و در هر مرتبه تنها من برخاستم . فرمود : بنشين تا اينكه در مرتبهء سوم دستش را به دست من زد و فرمود : تو برادر و همدم و وارث و وزير منى » . « 1 »
ابن اثير نيز در الكامل مىنويسد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در « يوم الدار » خطاب به حضار به جاى « فأيّكم يبايعني » فرمود : « فأيّكم يؤازرنى ؛ كدام يك از شما حاضر است كه وزير من باشد » . « 2 »
نظير همين تعبير را علّامه طبرسى در جوامع الجامع نيز نقل مىكند . « 3 »
ثانياً : اين نكته نيز قابل ترديد نيست كه پيامبر كارى به اين اهميّت ( تشكيل حكومت ) را از نزد خود انجام نمىداد و به يقين بر مبناى وحى بود
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » .
« 4 » بنابراين بايد قبول كرد كه تشكيل حكومت با تمام شاخ و برگهايش در متن اسلام قرار داشت و بر اساس
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »
« 5 » بايد در هر عصر و زمان ، مسلمانان به تشكيل حكومت اسلامى بپردازند و به اقامهء آن همّت گمارند كه اسلام بدون حكومت درختى بىشاخ و برگ است .
4 . حكومت اسلامى بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
مىدانيم در امر خلافت و جانشينى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در ميان مسلمين اختلاف نظر است .
پيروان اهل بيت معتقد به « نصّ » مىباشند و مىگويند : يكى از كارهاى مهم پيامبر صلى الله عليه و آله تعيين خليفه و رهبر سياسى اجتماعى براى مردم پس از خود مىباشد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در فكر رهبرى سياسى - اجتماعى پس از خود نيز بود و بر اين اساس ، به منظور آنكه امّت ، بعد از او احساس خلأ رهبرى نكند به امر خدا در صحراى غدير خم ، على عليه السلام را به رهبرى و پيشوايى مردم ، معرفى كرد و آنچه از جانب خدا در ضمن دو آيه شريفهء
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ »
« 6 » و
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
« 7 » بر آن حضرت نازل گشت را بر مردم ابلاغ
هامش
( 1 ) . سنن نسائى ، ج 5 ، ص 126 ، ح 8451 .
( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 63 .
( 3 ) . جوامع الجامع ، ذيل آيهء 214 سورهء شعراء .
( 4 ) . نجم ، آيات 4 - 3 .
( 5 ) . احزاب ، آيهء 21 .
( 6 ) . مائده ، آيهء 67 .
( 7 ) . مائده ، آيهء 3 .