تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
رابطهء فقه و حكومت

پيشگفتار :

1 . واژه‌هاى اساسى

الف ) فقه

تعريف لغوى و اصطلاحى فقه و نيز تبيين اهميّت آن در آغاز اين كتاب گذشت .

ب ) حكومت

حكومت كه مصدر دوم « حَكَمَ يَحْكُمُ حُكماً » است وقتى با حرف تعديهء « باء » ( حكم بالامر ) يا « لام » ( حكم للرجل ) يا « على » ( حكم على الرجل ) متعدّى شود به معناى قضاوت و فصل خصومت و نزاع است . اما اگر با حرف « فى » همراه باشد ( حَكمَ فى البلاد ) به معناى عهده‌دار شدن ادارهء شئون بلاد « 1 » و بر طرف كردن ظلم و اقامهء عدل ( اصل الحكومة ردّ الرجل عن الظلم ) « 2 » است و بعيد نيست كه آيهء
« فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ »
« 3 » به قرينهء ورود آن پس از آيهء
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ »
ناظر به همين معنا باشد . چنان كه واژهء « سياست » كه در عرف امروز مترادف با آن محسوب مىشود ، نيز به معناى اصلاح امور رعيت و تدبير امور آنهاست « 4 » و روشن است كه اگر اين اصلاح و تدبير به همراه صداقت و امانت و بر اساس رضاى خداوندى و آنچه حق تعالى آن را به مصلحت بندگان مىداند ، صورت پذيرد به چنين حكومت و سياستى حكومت و سياست الهى گفته مىشود ، و اگر بر اساس هواهاى نفسانى و وساوس شيطانى تحقّق يابد ، سياست شيطانى و مترادف با حيله و نيرنگ خواهد بود .

2 . ضرورت حكومت و دليل نياز به آن

ترديدى نيست كه بقاى صلح و ثبات و آرامش و رعايت حقوق انسانها در برابر يكديگر ، به حكومت
هامش
( 1 ) . المنجد ، مادّهء « حَكَمَ » . ( 2 ) . لسان العرب ، مادّهء « حَكَمَ » . ( 3 ) . ص ، آيهء 26 . ( 4 ) . لسان العرب ؛ تاج العروس ؛ مجمع البحرين ؛ نهايهء ابن اثير ، مادّهء « سوس » .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 521 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي