39 . احداث خيابانها ، بلوارها ، اتوبانهاى مورد نياز مردم چه حكمى دارد ؟ حكم تخريب خانهها و قبرها و مانند آن كه در مسير اين خيابانها قرار دارد چيست ؟ آيا كسى ضامن آن نيست ؟ يا بايد معادل آن به قيمت روز پرداخته شود .
40 . آيا مىتوان به نوارهايى كه از اشخاص جهت اقرار ، وصيت ، وقف املاك و مانند آن پر مىكنند ، ترتيب اثر داد ؟ اگر نوار ويديويى باشد كه داراى صدا و تصوير هر دو است چه حكمى دارد ؟
مسائل چهلگانهاى كه گذشت نمونهاى از مسائل مستحدثهء محل ابتلاى عصر و زمان ماست ، كه معمولًا قدما و متأخّرين از فقها به سراغ آن نرفتهاند . زيرا در آن زمان محل ابتلا نبوده است . ولى جمعى از معاصرين قسمتى از اين سؤالات را در رسالههاى عمليّه يا كتابهاى استفتائات خود پاسخ دادهاند .
اين نكته قابل ذكر است كه اين پاسخها بدون ذكر دليل و برهان ، و به همان شكلى مىباشد كه مرسوم چنان كتابهايى است و بسيارى از آن مسائل نيز بدون پاسخ مانده كه لازم است مورد بحث و بررسى قرار گيرد و حكم شرعى آن روشن شود .
اخيراً كتابهاى استدلالى در مورد برخى از مسائل مستحدثه منتشر شده ، كه هر چند در مورد اصول كلّى اين قبيل مسائل بحث نكردهاند ، ولى به سراغ برخى از مسائل جديد رفته ، و به طور مستدل پيرامون آن بحث كردهاند كه در جاى خود قابل تقدير است .
* * * پس از بيان اين سه مقدّمه ، اكنون به سراغ بحث از قواعد كلّى و اصول عامّه در مسائل مستحدثه مىرويم :
تبيين قواعد و اصول عامهء مسائل مستحدثه
روشن است كه بسيارى از مسائل مستحدثه دليل خاصّى از آيات قرآن ، يا روايات ندارد . بدين جهت لازم است به ادلّهاى كه با تكيه بر آن ، حكم چنين مسائلى بيان مىشود ، اشاره گردد .
بدين جهت اوّلًا بايد قواعد كليّهاى كه مىتوان مسائل مستحدثه را به آن بازگرداند ذكر كرد و اين همان ردّ فروع به اصول است كه وظيفهء مجتهد مىباشد .
و در گام دوم ، تك تك مسائل مذكور را به طور مفصّل مورد بحث و بررسى قرار داد و قواعد و اصول منطبق بر آن و احكام هر يك را بيان نمود .
براى عملى كردن اين مقصود ، توجّه به پنج مطلب لازم است :
مطلب اوّل : تفاوت روشها
طريقهء بحث و روش استنباط در مسائل مستحدثه و ديگر مسائل فقهى از ديدگاه فقهاى اماميّه ، با آنچه فقهاى اهل سنّت بدان معتقدند و عمل مىكنند ، متفاوت است و منشأ اين اختلاف نظر ، تفاوت مبانى اصولى آنهاست . زيرا پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام به نصوص خاصّه و عامّه ، قواعد كليّهء مأخوذ از ادلّهء معتبر ( كتاب و سنّت و اجماع قطعى و دليل معتبر عقلى ) تمسّك