يستطع ، فعليه بالصّوم
؛ اى جمعيّت جوانان ! هر كه از شما قدرت و توان مالى براى انتخاب همسر دارد ، ازدواج كند ، چرا كه مانع چشم چرانى مىشود و براى حفظ پاكدامنى مؤثّرتر است و هركس كه چنين امكاناتى ندارد ، ( براى كنترل خويش ) روزه بگيرد » .
2 . آن حضرت در مورد فلسفهء نهى و اجتناب از ازدواج دو همسر ، كه يكى خاله و يا عمّه ديگرى است ، فرمود :
« إنّكم إنْ فعلتم ذلك ، قطعتم أرحامكم
؛ اگر چنين كنيد ، قطع رحم كردهايد » . « 1 »
3 . ابن قيّم در كتاب خود روايتى را در مورد فلسفهء عدم نجس العين بودن گربه نقل مىكند كه :
« إنّها من الطّوافين عليكم و الطّوافات
؛ گربه هميشه بر اطراف شما دور مىزند و از طواف كنندگان ( به گِرد شما ) است ( اگر نجس باشد ، به عسر و حرج خواهيد افتاد ) » . « 2 »
4 . امام رضا عليه السلام در مورد فلسفهء حرمت خون مىفرمايد :
« و حرّم اللَّه عزّ و جلّ الدّم . . . لانّه . . . يسىء الخُلق و يورث القسوة للقلب ، و قلّة الرأفة و الرحمة حتّى لا يؤمن أنْ يقتل ولده و والده و صاحبه
؛ خداوند عزّ و جلّ خوردن خون را حرام كرده . . . براى اين كه خونخوارى براى انسان سوء خلق مىآورد ، و موجب قساوت دل مىشود ، و رأفت و مهربانى را كم مىكند به حدّى كه ممكن است انسان فرزند يا پدر يا دوست خود را بكشد » . « 3 »
5 . در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام دربارهء مفاسدى كه از مصرف مشروبات الكلى متوجّه شخص شرابخوار و ديگران مىشود ، مىخوانيم :
« . . . إنّ مدمن الخمر كعابد وثن و يورثه الارتعاش و يهدم مروّته ، و يحمله على التجسّر على المحارم من سفك الدماء و ركوب الزنا حتى لا يؤمن إذا سكر أنْ يثب على حرمه و هو لا يعقل ذلك و الخمر لا تزيد شاربها إلّا كلّ شرٍّ
؛ انسان دائم الخمر مانند بتپرست است ، و شرابخوارى موجب ارتعاش در اعضاى او مىشود ، و جوانمردى او را نابود مىكند و بر ارتكاب گناهان بزرگ مانند خونريزى و زنا جسورش مىسازد ، به گونهاى كه بيم آن مىرود كه به محارم خود تجاوز نمايد ، چرا كه عقل را از دست داده است ، ( و به طور كلّى ) شراب جز بر شرّ و بدى شرابخوار چيز نمىافزايد » . « 4 »
6 . همچنين در اين باره در حديث ديگرى از هشام بن حكم مىخوانيم :
« سأل الزنديق أبا عبد اللَّه عليه السلام فقال : لِمَ حرّم اللَّه الخمر و لا لذّة افضل منها ؟ قال : حرّمها لانّها امّ الخبائث و رأس كلّ شرّ ، يأتى على شاربها ساعة يسلب لبّه و لا يعرف ربّه ، و لا يترك معصية إلّا ركبها و لا حرمة إلّا انتهكها و لا رحماً ماسّة إلّا قطعها ، و لا فاحشةً الّا أتاها و السكران زمامه بيد الشيطان إنْ أمره أنْ يسجد للاوثان سجد ، و ينقاد حيث ما قاده . . .
؛ مرد
هامش
( 1 ) . اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 1011 - 1010 . قابل ذكر است كه حديث دوم را ابن قيّم در كتاب اعلام الموقعين ، ج 1 ، ص 189 نيز نقل كرده است .
( 2 ) . اعلام الموقعين ، ج 1 ، ص 190 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 62 ، ص 165 ، ح 3 .
( 4 ) . همان مدرك ، ص 164 ، ح 2 .