است » . « 1 »
از جملهء روايات قسم نخست :
1 . امير مؤمنان على عليه السلام فرمود : خداوند به بندگانش چنين خطاب كرد :
« أطيعوني فيما أمرتكم به و لا تعلّمونى بما يصلحكم فانّى أعلم به و لا أبخل عليكم بمصالحكم
؛ اى بندگان من ! در اوامر و دستوراتى كه به شما دادهام مرا اطاعت كنيد ، زيرا من بهتر از شما بر مصالح شما آگاهم و در بيان آنچه به مصلحت شماست بخل نمىورزم » . « 2 »
2 . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
« يا عباد الله أنتم كالمرضى و ربّ العالمين كالطبيب ، فصلاح المرضى فيما يعلّمه الطبيب و يدبّره ، لا فيما يشتهيه المريض و يقترحه ، ألا فسلّموا للّه أمره تكونوا من الفائزين
؛ بندگان خدا ! شما به منزلهء بيماران مىباشيد و پروردگار جهان به منزلهء طبيب ، پس صلاح مريض و مصلحت او در آن دستوراتى است كه طبيب براى وى تشخيص مىدهد ، نه در آن چيزهايى كه مريض علاقه دارد و پيشنهاد مىنمايد . بنابراين تسليم فرمان خدا شويد تا به پيروزى و كاميابى دست يابيد » . « 3 »
3 . در حديث صحيحى از جميل بن درّاج آمده است :
« سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن شىء من الحلال و الحرام . فقال : انّه لم يجعل شىء إلّا لشيء
؛ از امام صادق عليه السلام از حلال و حرام سؤال كردم ، فرمود : هيچ حكمى بدون علّت وضع نشده است » . « 4 »
4 . در حديثى از امام رضا عليه السلام مىخوانيم : تمام چيزهايى را كه خداوند مباح كرده به خاطر مصلحت و منفعت بوده و هرچه را حرام كرده به خاطر مفسده و مضرات و خطرات آن بوده است . مىفرمايد :
« إنّ اللَّه تبارك و تعالى لم يبح أكلًا و لا شرباً الّا لما فيه من المنفعة و الصلاح ، و لم يحرّم إلّا ما فيه من الضرر و التلف و الفساد
؛ خداوند از خوردنىها و آشاميدنىها چيزى را مباح نكرده مگر اينكه در آن منفعت و مصلحت بوده و چيزى را حرام نكرده ، مگر اين كه در آن ضرر و نابودى و فساد بوده است » . « 5 »
5 . در حديث معروف تحف العقول چنين آمده است :
« و كلّ أمر يكون فيه الفساد ممّا هو منهىّ عنه من جهة أكله و شربه . . . فهذا كلّه حرام و محرّم
؛ هر چيزى كه در خوردن و آشاميدن آن فساد باشد ، حرام است » . « 6 »
و از جمله از روايات قسم دوم روايات زير است .
1 . دكتر وهبه زحيلى در كتاب خود مىنويسد :
ابن مسعود از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند ، كه دربارهء فلسفهء ازدواج فرمود :
« يا معشر الشباب ! من استطاع منكم الباءة فلْيتزوّج ، فانّه اغضّ للبصر ، و أحصن للفرج و من لم
هامش
( 1 ) . اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 1010 .
( 2 ) . عدة الداعى ، ص 37 .
( 3 ) . همان مدرك .
( 4 ) . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 8 ، باب 8 / ح 1 ؛ بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 110 ( به اين حديث در بحثهاى گذشته نيز اشاره شد ) .
( 5 ) . مستدرك الوسائل ، ج 16 ، ص 165 ، باب اوّل از ابواب اطعمه محرمه ، ح 5 .
( 6 ) . تحف العقول ، ص 333 .