3 . در كتاب الموافقات آمده است :
« لا بدّ من الاجتهاد فى كلّ زمانٍ ، لأنّ الوقائع المفروضة لا تختصّ بزمانٍ دون زمانٍ ؛ در هر زمان چارهاى جز اجتهاد وجود ندارد ، چون حوادث و مسائل تازه ، اختصاص به زمان خاصّى ندارد » . « 1 »
اين عبارت نيز صراحت در مفتوح بودن باب اجتهاد دارد .
4 . در كتاب ارشاد النقاد آمده است :
« دكتر حسن احمد مرعى مىگويد : اعتقاد من اين است كه ، اجتهاد واجب كفايى است ، براى اينكه مردم احكامى را كه در حيات دنيوى به آن نياز دارند بشناسند ، تا زندگى در پرتو دين باشد و اگر ما بگوييم در اين زمان مجتهد نيست ، پس اين همه اجتهادات فقهاى عالم اسلامى چيست ، يك بار در قاهره يك بار در لاهور و بار ديگر در مكّه و رياض » . « 2 »
به اين ترتيب ، نه تنها آقاى دكتر حسن احمد مرعى باب اجتهاد را مفتوح مىداند بلكه معتقد است معاصران او نيز در مناطق مختلف باب اجتهاد را مفتوح مىدانند .
5 . در جاى ديگر از همين كتاب آمده است :
« اين معنا مسلّم است كه اجتهاد از واجبات دينى و شعائر اسلامى است و تا آنجايى كه خدا بخواهد بر حسب وقايع و حوادث ادامه مىيابد و با تغيير ظروف و شرايط پايان نمىگيرد و به مرور زمان كهنه نمىگردد و اختصاص به عصر خاصّى ندارد ، بلكه هديهء عامّ الهى است . بنابراين ، بايد يقين داشت كه اجتهاد در هيچ حالى غير ممكن نيست ، زيرا غير ممكن آن است كه از توان انسان بيرون باشد ، و اجتهاد در مسائل فقهى و جستجوى حديث نبوى و تشخيص حديث از جهت صحت و حسن و ضعف شرعاً مطلوب است ، و تحصيل آن بر علما واجب كفايى است . و اگر خداوند آن را واجب كرده ولى امكان نداشته باشد ، لازمهاش اين است كه بگوييم خداوند چيزى را خواسته كه از توان انسان بيرون است ، در حالى كه خداوند سبحان مىفرمايد : ما به انسان تكليف نمىكنيم مگر به اندازهء توانش » . « 3 »
6 . اخيراً در همايش « فقه مقارن » كه در شهرستان قم برگزار گرديد ، دكتر نعيمى از كارشناسان و علماى مذهب شافعى ، پيرامون معرفى مذهب شافعى و فقه مقارن سخن گفت . وى در زمينهء نظريهء تغيير الفتاوى بحسب الأزمنة و الأمكنة و الحالات گفت : ما اعتقاد نداريم كه امام شافعى تمام مسائل مستحدثهء قرن بيست و يكم را گفته باشد ، بلكه معتقديم مجتهدان هر مذهب بايد در هر عصرى وجود داشته باشند و زنده و آگاه به عرف و عادات مردم باشند .
دكتر نعيمى تأكيد كرد : نمىتوان گفت : « لا رطب و لا يابس إلّا في كتاب الشّافعى » ! اين غير ممكن است .
امروز ما عالمانى داريم كه چه بسا از شافعى عالمتر باشند . « نووى » كه بزرگترين عالم شافعى است در كتاب المجموع خود چند جا به صراحت مىگويد :
هامش
( 1 ) . الموافقات ، ج 4 ، ص 104 ؛ ارشاد النقاد ، ص 35 .
( 2 ) . ارشاد النقاد ، ص 41 .
( 3 ) . مؤمنون ، آيهء 62 .