بخواهد استمرار مىيابد و با تغيير ظروف و شرايط تمام نمىشود و با مرور زمان از ميان نمىرود و اختصاص به يك عصر معين ندارد ، بلكه هديهء عام ربانى است » . « 1 »
اين جمله اشاره به آن است كه ادلّهء جواز اجتهاد عموميّت دارد ، و نمىتوان آن را محدود به زمان خاصى كرد .
ب ) جاودانگى اسلام و نياز مستمر به احكام دينى
أبو إسحاق ابراهيم بن موسى شاطبى « 2 » مىگويد :
« حوادث زندگى انسانها محدوديّتى ندارد ، پس داخل كردن آنها تحت ادلّهء منحصره صحيح نيست ، لذا احتياج به فتح باب اجتهاد از طريق قياس و غير قياس است » . « 3 »
البتّه اين سخن ، مطابق عقيدهء معتقدان به قياس و مانند آن است ولى ما معتقديم عمومات و قواعدى در كتاب و سنّت داريم كه از هر نظر گسترده است و مىتواند پاسخگوى همهء مسائل مستحدثه از نظر مجتهد باشد .
ج ) صيانت و حفاظت از كتاب و سنّت
در كتاب « ارشاد النقاد » آمده است :
« سدّ باب اجتهاد بر علماى شايسته از آثار سوء تقليد است كه بر امّت روا شده است . شوكانى « 4 » مىگويد : اين مقوله يعنى انسداد باب اجتهاد و لزوم تقليد اگر مطرح نشده بود ، اجتهاد براى همهء امور كافى بود . انسداد باب اجتهاد ، مسألهاى است كه شريعت را از بين مىبرد و نسخ كلام خدا و رسول خدا و مقدّم كردن غير خدا و رسول و جايگزينى غير آنها را ، به همراه دارد » . « 5 »
از اين بيان استفاده مىشود اگر اجتهاد نباشد ، كلام خدا و كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله نسخ و مبدّل مىشود ؛ زيرا ظاهر آيات قرآن و روايات رسول خدا صلى الله عليه و آله اين است كه همه حق دارند در فهم مسائل اسلامى بينديشند و اجتهاد كنند ، و اگر گروهى را از اجتهاد نهى كنيم در واقع با عموميّت كتاب و سنّت مخالفت كردهايم و همچنين حرف اين و آن را بر سخنان خدا و رسولش مقدّم داشتهايم .
د ) شهادت ائمّهء مذاهب اربعه بر انفتاح
ائمّهء مذاهب اربعه خود نيز اعلام داشتهاند :
فتواى ما آخرين كلام نيست ، بلكه هركس حق دارد ادلّه را ملاحظه كند و نظر دهد ، خواه مطابق فتواى ما باشد يا خير ، به متن سخن آنها توجّه كنيد :
ابو حنيفه مىگويد :
هامش
( 1 ) . ارشاد النقاد ، ص 45 .
( 2 ) . أبو إسحاق ابراهيم بن موسى شاطبى ، اصولى ، مفسّر ، محدّث و لغوى است او نويسندهء كتابهاى : الاعتصام ، الموافقات و المجالس است . شاطبى از شهر شاطبه ، شهرى از منطقهء اندلس است . ( الكنى والألقاب ، ج 2 ، ص 347 ) .
( 3 ) . ارشاد النقاد ، ص 35 .
( 4 ) . محمّد بن على بن محمّد بن عبد اللَّه معروف به شوكانى ، مردى دانشمند و استاد بود . تدريس مىكرد ، فتوا مىداد و كتاب مىنوشت . وى در شبانه روز حدود سيزده درس مىگفت . كتاب ارشاد الفحول و الدر النضيد از اوست . در سال 1250 ق وفات يافت . شوكان منطقهاى است در يمن . ( الكنى و الالقاب ، ج 2 ، ص 372 - 371 ) .
( 5 ) . ارشاد النقاد ، ص 29 - 25 .