موضوعه خود اعمال مىكنند ولى آيا قوانينى كه بشر امروز در قرن بيست و يكم به آنها دست يافته است ، كاملترين قوانين بوده و نياز به تغيير و اصلاح ندارند ؟
قانونگذاران ، خود به اين سؤال پاسخ منفى مىدهند و معتقدند كه اصولًا هيچگاه نمىتوان از قانون نهايى و كامل سخن گفت بلكه روند وضع قانون همچون ديگر تصميماتى كه انسان در زندگى خود مىگيرند ، روند آزمون و خطاست يعنى انسان راههاى مختلف را مىآزمايد و پس از پى بردن به خطاى خود ، آن را اصلاح مىكند سپس به آزمايش اصلاحات خود مىپردازد تا خطاهاى آن را دريابد و اين مراحل پىدرپى تكرار مىشود . بدين ترتيب بشر به عجز عقل خود از دستيابى به قانون كامل اعتراف مىكند .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به عنوان پيامآور كاملترين دين و خاتم اديان الهى آمده است تا غل و زنجير آرا و افكار باطل را از دست و پاى بشر باز كند و به مدد وحى ، عقل انسان را به سوى بهترين و كاملترين قوانين هدايت كند . چنان كه قرآن كريم در وصف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : «
« يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ »
؛ آنان را به معروف دستور مىدهد و از منكر بازمىدارد ، اشياى پاكيزه را براى آنها حلال مىشمرد و ناپاكىها را تحريم مىكند و بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آنها بود ( از دوش و گردنشان ) بر مىدارد » . « 1 »
از نظر عقلى نيز كاملًا واضح است كه هيچ كس به جز خالق انسان كه به تمامى جزئيات وجود او و مبدأ و معادش آگاهى دارد نمىتواند قانون كاملى براى وى تنظيم كند كه دربردارندهء سعادت دنيا و آخرت او باشد .
به عبارت ديگر عقل درك مىكند كه يك قانونگذار كامل بايد داراى خصوصياتى باشد :
1 . علم وسيع و همه جانبه به انسان و ويژگىهاى جسمى و روحى او و راهى كه سعادت وى را تأمين مىكند .
2 . عدم بخل از ارائهء راه سعادت به انسان .
3 . ترجيح ندادن منافع خود يا منافع فردى و گروهى و به تعبير ديگر رعايت عدالت به طور كامل .
واضح است كه اين خصوصيات به طور كامل فقط در خداوند متعال وجود دارد و لذا تنها اوست كه صلاحيت وضع قوانين ثابت و دائمى را براى انسان دارا مىباشد . چنان كه در قرآن كريم فرموده است :
« إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ » .
« 2 »
*
از اين مطلب گاهى به توحيد در تشريع تعبير مىشود .
* * * سؤال مهمّى كه در اين زمينه قابل طرح است اين است كه با توجّه به تحولاتى كه در زندگى انسان و نيازهاى او در طول قرون و اعصار پيدا مىشود و با عنايت به حوادث بىشمارى كه براى انسان پيش مىآيد ، چگونه قوانين ثابت و محدود شرعى
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 157 .
( 2 ) . يوسف ، آيهء 40 .