معصومين عليهم السلام براى مردم بيان كردهاند ، از باب تكميل نبوده بلكه از باب ابلاغ دينى بوده كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله به كمال خويش رسيده بود نه رأى شخصى آنان تا آنها كامل كنندهء دين باشند ، در حديثى از امام باقر عليه السلام آمده است :
« لو انّا حدّثنا برأينا ضللنا كما ضلّ من كان قبلنا و لكنّا حدّثنا ببيّنةٍ من ربّنا بيّنها لنبيّه فبيّنها لنا
؛ اگر به رأى خويش با شما سخن بگوييم گمراه شدهايم چنان كه قبل از ما گمراه شدند ليكن ما به هدايت و راهنمايى خداوند كه براى پيامبر صلى الله عليه و آله تبيين كرد و سپس او ما را راهنمايى نمود ، سخن مىگوييم » . « 1 »
در روايتى سماعه يكى از ياران امام هفتم به موسى بن جعفر عليهما السلام عرض مىكند : آيا آن چه شما مىگوييد از قرآن و سنّت است يا به رأى خويش است ؟ حضرت مىفرمايد :
« بل كلّ شيء نقوله في كتاب اللَّه و سنّة نبيّه
؛ آن چه را بيان مىكنيم از كتاب الهى و سنّت است » . « 2 » در روايت ديگرى آمده :
« لسنا من أ رأيت في شىء
؛ ما از اصحاب رأى نيستيم . ( همه آنچه را مىگوييم نقل از پيامبر است ) » . « 3 »
در روايتى ديگر ، امام باقر عليه السلام به جابر بن يزيد جعفى مىفرمايد : اگر بر اساس رأى خويش نظر بدهيم از هلاكشدگان هستيم . « 4 »
به هر حال ، عقيده مدرسهء اهل بيت عليهم السلام اين است كه امام عليه السلام خازن علم الهى و حافظ شرع و وارث پيامبر اسلام و حافظ سرّ خدا و حامل كتاب خدا و داعى الى اللَّه است . ائمّه كسانى هستند كه : «
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ
» يعنى بر فرمان خدا پيشى نمىگيرند .
و به فرمان او عمل مىكنند ،
« وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » .
« 5 »
ابن سعد در طبقات نقل مىكند كه از على بن ابى طالب عليه السلام سؤال شد : چرا بيشترين روايات را شما از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نقل مىكنيد ؟ فرمود : زيرا هرچه سؤال مىكردم ، پيامبر جواب مرا مىداد و هركجا ساكت مىشدم پيامبر خود سخن را آغاز مىكرد .
آيهاى نازل نشد مگر آن كه محل نزول و شأن نزول آن را مىدانم . « 6 »
پيامبر به امير المؤمنين على عليه السلام فرمود : آن چه را بر تو املا مىكنم ، بنويس . على عليه السلام عرض كرد : يا رسول اللَّه ! مىترسيد فراموش كنم ؟ فرمود : نه من از خدا خواستهام كه تو حافظ علوم من باشى ، ولى براى امامان پس از خود بنويس و به امام حسن اشاره كرد و فرمود : « هذا اوّلهم » و به امام حسين اشاره كرد و فرمود : « و هذا ثانيهم » سپس فرمود :
امامان بعدى از نسل اويند . « 7 »
با توجّه به روايت اخير ، جواب ايراد ديگرى نيز داده مىشود كه مىگويند : بسيارى از احاديث شيعه از طريق امام باقر و امام صادق عليهما السلام و ائمّهء پس از آن دو ، رسيده است و آنان رسول خدا را درك نكردهاند ،
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 319 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 172 . نظير اين روايت در كنز العمّال ، ج 13 ، ص 164 از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است .
( 2 ) . بصائر الدّرجات ، ص 321 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 174 .
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 58 .
( 4 ) . جامع احاديث الشيعة ، ج 1 ، ص 38 .
( 5 ) . انبياء ، آيهء 27 .
( 6 ) . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 338 .
( 7 ) . ينابيع المودّه ، ج 1 ، ص 73 .