اعتماد مىكنند و در مكاتبات ، اقرارها ، استدلالها ، منازعات و اسناد معاملات و . . . ظواهر سخن هر گويندهاى را به نفع يا ضرر او حجّت قرار مىدهند و شارع مقدّس اسلام نيز در گفتگوى خود با مردم ، از طريقهء اهل سخن خارج نشده و روش جديدى ابداع نكرده بلكه طريقهء آنان را امضا كرده است .
2 . لزوم نقض غرض
زيرا غرض از وضع الفاظ و قوانين مربوط به حقيقت و مجاز ، استعاره ، كنايه و . . . ، تفهيم و تفهّم است و با عدم حجيّت ظواهر ، اين غرض تأمين نخواهد شد . « 1 »
حجيّت ظواهر قرآن و بررسى سخن اخبارىها :
اهل سنّت بحث حجيّت ظواهر قرآن را مسلّم گرفته و گفتهاند : ظاهر قرآن حجّت است مگر آن كه دليلى بر تأويل ، تخصيص يا نسخ آن داشته باشيم . « 2 »
اين بحث در كتب علم اصول شيعه به طور مبسوطتر مطرح شده ، و علّت آن پيدايش تفكّر اخبارىها مبنى بر عدم امكان استنباط احكام از ظواهر قرآن است .
اخبارىها مىگويند : « روايات متعددى در منع تفسير قرآن و استنباط احكام از آن وارد شده و ما در غير ضروريات دين ، راهى جز « سماع عن الصادقين عليهم السلام » نداريم . « 3 » گاه مىگويند : دانش قرآن مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام است ، زيرا ايشان مخاطب قرآن هستند نه ديگران و مردم بايد در فهم قرآن به ايشان مراجعه كنند » . « 4 »
با آن كه عقيدهء اخبارىها توسّط محقّقان معروف از علماى اماميّه مورد نقد قرار گرفته و جواب داده شده ، ولى متأسّفانه عدهاى نتوانسته يا نخواستهاند ميان نظر اخبارىها و سايرين فرق بگذارند . آنان افكار خاصّ اخبارىها در اين زمينه را به تمام علماى مكتب اهل بيت عليهم السلام نسبت دادهاند و به جاى بررسى مجموع احاديث در اين موضوع و يا مراجعه به آراى دانشمندان شيعه ، روايات خاصّى را به صورت گزينشى پيدا كرده و حتّى گاهى حديثها را تقطيع نموده و بدون بررسى فقه الحديث و بدون جستجو از ساير روايات و پيگيرى از مخصِّص و مقيِّد و ناسخ و معارض ، برداشت ابتدايى خود را از روايات و عقيدهء اخبارىها را درباره قرآن ، موضع همه علماى شيعه جلوه داده بلكه موضع رسمى مذهب اهل بيت عليهم السلام به حساب آوردهاند . « 5 »
عجب آن كه در يكى از اين كتابها مطلبى را دربارهء قرآن به شيعه نسبت داده و آدرس مطلب را به كتاب يكى از اخبارىها به نام « مشارق الشموس الدرّية » داده است . « 6 »
به هر حال اخبارىها به ظواهر رواياتى استدلال كردهاند كه هيچ كدام دلالت بر مقصود آنها
هامش
( 1 ) . أنوار الأصول ، ج 2 ، ص 324 - 323 .
( 2 ) . المهذّب فى اصول الفقه المقارن ، ج 3 ، ص 1202 .
( 3 ) . الفوائد المدنيّه ، ص 47 .
( 4 ) . هداية الابرار ، ص 155 .
( 5 ) . اصول مذهب الشيعة الاثنىعشريه ، ج 1 ، ص 155 به بعد .
( 6 ) . موقف الرافضه فى القرآن ، ص 362 .