الحكمة ، و زهدٍ في الدنيا ، و ورعٍ تامٍّ عن الشهوات ؛ جعفر بن محمّد صادق ، داراى علمى فراوان ، و ادب كامل در حكمت ، و بىرغبت در امر دنيا ، و داراى نهايت ورع در برابر شهوات بود » . « 1 »
بستانى در « دائرة المعارف » خويش دربارهء امام جعفر صادق مىنويسد : « جعفر صادق ، يكى از پيشوايان دوازدهگانه مذهب اماميّه است ، او از بزرگان اهل بيت است و چون در گفتار صادق است ، لقب صادق گرفته است ؛ او داراى فضل عظيمى بود » . « 2 »
ديگر امامان اهل بيت عليهم السلام
پس از امام صادق عليه السلام به سبب تثبيت حكومت بنى عبّاس ، بار ديگر فشارها و تنگناها بر امامان اهل بيت عليهم السلام شروع شد و از اين رو ، مدرسهء تعليم و تدريس اهل بيت دچار مشكل گرديد ؛ ولى با اين حال ، امام كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز در همان شرايط به ترويج فرهنگ اهل بيت و فقه آل محمّد صلى الله عليه و آله پرداختند .
سيّد بن طاووس مىنويسد : « گروه زيادى از ياران و شيعيان خاص امام كاظم عليه السلام و رجال خاندان هاشمى در محضر آن حضرت گرد مىآمدند و سخنان و پاسخهاى آن حضرت به پرسشهاى حاضران را ، يادداشت مىكردند و هر حكمى را كه در مورد هر حادثهاى صادر مىكرد ، ثبت و ضبط مىنمودند » . « 3 »
ابن حجر هيتمى ، دانشمند و محدّث معروف اهل سنّت مىنويسد : « موسى كاظم وارث علوم و دانشهاى پدر و داراى فضل و كمال او بود . وى در پرتو عفو و گذشت و بردبارى فوق العادهاى كه ( در برخورد با نادانان ) از خود نشان مىداد ، لقب كاظم گرفت . در زمان او كسى در معارف الهى و دانش و بخشش به پايه او نمىرسيد » . « 4 »
پس از امام كاظم عليه السلام فرزندش امام رضا عليه السلام نيز از فرصت به دست آمده در پايان خلافت هارون و عصر مأمون استفاده كرد و تلاشهاى علمى و فقهى پيشوايان گذشته را ادامه داد . امام عليه السلام افزون بر استحكام بخشيدن به عقايد اهل بيت و شركت در مناظرات مهم و اثبات حقانيّت اسلام ، نقش ارزندهاى در ساماندهى و تهذيب احاديث ايفا كرد .
دربارهء مقام او ، ذهبى مىنويسد : « على الرضا ، داراى منزلت بزرگ و شايسته خلافت بود . وى از نظر دانش ، دين و بزرگى ، در پايهاى بلند قرار داشت » . « 5 »
همچنين - مطابق نقل اعيان الشيعة - حاكم نيشابورى در تاريخ خود درباره آن حضرت نوشته است : « در سنّ بيست و چند سالگى در مسجد رسول خدا مىنشست و براى مردم فتوا مىداد » . « 6 »
كتاب فقه الرضا نيز به آن حضرت منسوب است . « 7 »
هامش
( 1 ) . ملل و نحل شهرستانى ، ج 1 ، ص 133 .
( 2 ) . دائرة المعارف بستانى ، ج 6 ، ص 478 . شبيه همين تعبيرات ، در دائرة المعارف فريد وجدى ( ج 3 ، ص 109 ) نيز آمده است .
( 3 ) . انوار البهيّه ، شيخ عبّاس قمى ، ص 170 .
( 4 ) . الصواعق المحرقه ، ص 203 .
( 5 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 9 ، ص 387 .
( 6 ) . اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 101 .
( 7 ) . همان مدرك ، ص 102 .