اين گونه بفروشند . درست است كه معاملهء مضطر مانند معاملهء مكره نيست ، معاملهء مكره باطل است اما معاملهء مضطر صحيح است اما اگر متمكنان جامعه وظيفهشناس باشند كار به جايى نمىرسد كه افراد از روى اضطرار داروندار خود را بفروشند و ضروريات اوليهء زندگانى خود را از دست بدهند .
در واقع امام عليه السلام در اين پيشبينى ، از دو فساد اجتماعى آينده خبر مىدهد :
نخست فساد اقتصادى و فاصلهء شديد طبقاتى كه گروهى ثروتمند مىشوند و براى ثروتاندوزى تلاش مىكنند و اصرار دارند كه هيچگونه كمكى به نيازمندان نكنند هر چند همهء آن ثروتها را نمىتوانند مورد استفاده قرار دهند .
و فساد ديگر فساد سياسى جامعه است كه گروهى از اشرار زمام امور را به دست گرفته و نيكان و پاكان و صالحان را به حاشيه مىرانند .
و آنچه امام عليه السلام در اين پيشگويى بيان فرموده به زودى در حكومت بنىاميه بعد از آن حضرت ظاهر شد . معاويه با يارانش بر بيتالمال مسلط شدند كاخها ساختند مجالس عيش و نوش درست كردند و گروه عظيمى از جامعه را به صورت بردگان خود درآوردند .
تفالههاى زمان جاهليت و فرزندان آنها را در پستهاى مهم قرار دادند و صحابى راستين پيغمبر صلى الله عليه و آله و فرزندان آنها را خانهنشين ساخته و يا اگر اعتراضى مىكردند يا بيم اعتراضى بود به زندان مىانداختند و مىكشتند و خاموش مىكردند .
اينها همان چيزى است كه اميرمؤمنان على عليه السلام در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود : « زمانى بر مردم فرا مىرسد كه از قرآن چيزى جز خطش و از اسلام چيزى جز نامش باقى نمىماند نامشان مسلمان است ولى از همه دورترند مساجد آنها ظاهراً آباد و پرشكوه اما خالى از نور هدايت است فقهاى آن زمان ( كه وابسته به حاكمان جورند ) بدترين فقيهانى هستند كه در زير آسمان وجود
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 658
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٥٨